هم چنان كه قارون هم مىگفت : على علم عندى ؛ « اين ثروت به سبب علم خود من است » « 1 » .
مذكر بودن ضمير در « اوتيته » كه به لفظ « نعمة » بر مىگردد براى اين است كه شيئى از نعمت و يا قسمتى از آن اراده شده [ و ضمير به شىء يا قسم بر مىگردد ] و ممكن است كه حرف « ما » در « انما » موصوله باشد نه كافه و بنا بر اين ضمير به آن بر مىگردد .
بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ
؛ اين عبارت انكار سخن كافران است ، يعنى آن طور كه آنها مىگويند :
[ كه اعطاى نعمت به جهت علم خود ما مىباشد ] نيست ، بلكه اين نعمت براى امتحان و ابتلاى آنهاست كه آيا شكر مىكنند يا كفران ؟
مرتبه اول ، در « اوتيته » ضمير مذكر آمده است كه به معنا و مفهوم نعمت بر مىگردد ، ولى در اين جا ضمير ، چون به لفظ « نعمة » بر مىگردد ، مؤنث آورده شده است و يا بدين سبب كه خبر مؤنث است ، مبتدا هم مؤنث است .
قَدْ قالَهَا
؛ ضمير در « قالها » به كلمه يا جملهاى بر مىگردد كه از عبارت
« إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ »
فهميده مىشود ، زيرا اين عبارت ، كلمه و يا جملهاى از قول و گفتار است .
الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
؛ مقصود از پيشينيان آنها قارون و قوم اوست ، زيرا قارون هم مىگفت : ثروت من به خاطر علم من است و چون قوم او هم به اين گفتار راضى بودند ، گويى همه اين سخن را گفتهاند و ممكن است در امتهاى گذشته كسانى بودهاند كه مانند اين سخن را مىگفتند و همين و بال آنها شد و كيفر كارهاى زشتشان به آنها رسيد .
هامش
( 1 ) - قصص / 76 .