وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ
؛ و اگر سپاسگزار باشيد مىپسندد و از آن راضى است ، زيرا آن سبب كاميابى و رستگارى شماست و اين كه خداوند از كفر و ناسپاسى شما ناراضى است و از شكر و سپاسگزارى خوشنود است به جهت نفع و صلاح شماست و گرنه ( از كارهاى شما ) هرگز نفعى و بهرهاى به او نمىرسد . حرف « هاء » در فعل « يرضه » ضميرى است كه به « شكر » بر مىگردد كه از مفهوم عبارت « ان تشكروا » فهميده مىشود .
مُنِيباً إِلَيْهِ
؛ تنها به سوى خدا برگشت كنيد و از غير او اميدى نداشته باشيد .
ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ
؛ هنگامى كه خداوند به انسان بخشش و عطا كند ، اصل « خول » يا به اين معناست كه خدا انسان را ، خائل مال ، و خال مال ، قرار داده است و او كسى است كه از مالى سرپرستى كند و به خوبى از عهدهء آن برآيد ، يا معنا اين است كه خداوند انسان را بزرگ و مفتخر كرد و از اين معناست اين مثال كه گويند : الغنى طويل الذيل مياس . « 1 »
نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ
؛ انسان [ در حال غنا ] آن بلاها و ضررهايى را كه از خدا مىخواست تا آنها را بر طرف كند فراموش مىكند . برخى از مفسران گفتهاند :
معنا اين است خدايى را كه بدرگاه او تضرع و زارى مىكرد ، فراموش مىكند . حرف « ما » به جاى ( من ) آمده است چنان كه در اين آيه فرموده است :
وَ ما خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى
؛ « قسم به مخلوقهايى كه خداوند آنها را نر و ماده آفريد » [ كه حرف « ما » به جاى « من » گفته شده است ] « 2 » .
لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِهِ
؛ فعل « ليضل » هم به فتح « ياء » و هم به ضم آن خوانده شده است و مقصود اين است كه نتيجهء شريك قرار دادن براى خداوند ، گمراه شدن يا گمراه
هامش
( 1 ) - غنى و ثروتمند بلند دامن است حالش نيكوست و خرامان مىرود .
( 2 ) - الليل / 3 .