براى آنها رسول فرستاديم .
لَوْ أَرادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً
؛ خداوند سخن كسانى را كه مىگفتند : فرشتگان دختران خداوندند تكذيب مىكند ، لذا در پى آن مىفرمايد
لَوْ أَرادَ اللَّهُ . . .
؛ اگر خدا اراده مىكرد كه فرزندى بگيرد ممتنع بود ، زيرا اين امر محال است ، مگر اين كه از ميان آفريدههايش بعضى را برگزيند و به خود نزديك سازد . چنان كه پدرى فرزندش را به خود نزديك كند .
سُبْحانَهُ هُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
؛ سپس خداوند با ذكر اين آيه
« سُبْحانَهُ . . . »
خودش را از اين كه فرزندى اتخاذ كند ، پاك و منزه مىداند .
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
؛ سپس خداوند ، آفرينش آسمانها و زمين و به هم پيچيدن شب و روز را بر يكديگر و مسخر كردن خورشيد و ماه و سير آنها را تا زمان معين و پراكنده شدن و كثرت انسانها را از يك پدر و خلقت حيوانها را بر يگانگى و وحدانيت خود و اين كه شريك و همتايى ندارد ، دليل آورده است .
الواحد القهار ؛ واژهء « قهار » يعنى هميشه پيروز است و هرگز مقهور و مغلوب نمىشود .
يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ
؛ فعل
« يُكَوِّرُ »
از مادهء : تكوير ، به معناى پيچيدن است چنان كه گويند : كان العمامة على رأسه و كورها : عمامه را بر سرش پيچ داد و آن را پيچيد .
مقصود اين است كه چون تاريكى شب روز را مىبرد و شب جاى آن را مىگيرد ، گويا شب به روز پيچيده شده است هم چنان كه لباس به شخصى كه آن را پوشيده پيچيده شده است ، بعضى از مفسران گويند : معنايش اين است كه هر يك ديگرى را پنهان مىكند ، بنا بر اين به شىء ظاهرى تشبيه شده است كه هر گاه چيزى بر آن پيچيده شود آن را از نظرها پنهان مىكند .