تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
بوده است : العذاب هذا فليذوقوه ؛ اين است عذابى كه بايد بچشيد و سپس جمله را از ابتدا شروع مىكند و مىفرمايد : هو حميم و غسّاق ؛ آن ، آب جوشان و چرك دوزخيان است يا عبارت چنين بوده است : ليذوقوا هذا فليذوقوه ؛ بايد اين نوشابهء متعفن و سوزان را بچشيد پس آنها هم چشيدند ، مانند اين آيه كه فرمود ؛
فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ
؛ « تنها از من بايد بترسيد » « 1 » كلمهء « غسّاق » را هم به تشديد و هم بىتشديد خوانده‌اند و معناى آن چركى است كه از زخمهاى دوزخيان جارى مىشود و هنگامى كه اشك چشم جارى مىشود مىگويند : غسقت العين . برخى گويند : مقصود از « حميم » آبى است كه گرمى و حرارت آن مىسوزاند و « غسّاق » نوشابه‌اى است كه سردى و برودت آن مىسوزاند .
وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْواجٌ
؛ مقصود از كلمهء « اخر » چيزهاى نوشيدنى ديگرى است كه در تعفن و سوزندگى مانند اين نوشيدنيهاست . « ازواج » به معناى گوناگون و متعدد است . برخى آخر خوانده‌اند كه معناى آن عذاب ديگر يا چشيدنى ديگرى است . كلمهء « ازواج » صفت براى « اخر » است زيرا « آخر » ممكن است اقسام گوناگونى باشد و يا ممكن است كه صفت براى هر سه كلمهء « حميم » ، « غسّاق » و « اخر من شكله » باشد .
هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ
؛ اين گروه انبوهى است كه با شما وارد اين دوزخ هولناك مىشوند و اين نقل قول و حكايت سخنان سركشان و طاغيان است كه به يكديگر مىگفتند
« هذا فَوْجٌ . . . »
هامش
( 1 ) - بقره / 40 .