تفسير :
فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا
؛ اى رسول گرامى از اين منكران معاد ، نظر خواهى كن و بپرس كه آيا آفرينش آنها مشكلتر و سختتر است يا آنچه را كه ما از فرشتگان و آسمانها و زمين ، آفريديم ؟ و چون عاقل و خردمند ، بر غير عاقل غلبه داده شده است ، كلمهء « من » گفته شده و خداوند فرموده است
أَمْ مَنْ خَلَقْنا
.
إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ
؛ ما آدم عليه السلام را از گل چسبنده آفريديم و چون تمام انسانها از نسل و ذريّهء او هستند ، همه از چنين گلى آفريده شدهاند .
واژهء « لاذب » كه در اصل لازم بوده و « ميم » آن به « باء » تبديل شده به معناى گلى است كه ملازم يكديگر و به هم چسبيده باشد و اين گواه و شاهد بر اين است كه انسانها سست و ضعيفند ، زيرا موجودى كه از چنين گل سستى آفريده شده است نمىتواند سخت و قوى باشد .
بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ
؛ معناى آيهء شريفه اين است كه تو از اين كه آنها روز بعث را انكار و مسخره مىكنند تعجّب مىكنى و يا معنا اين است كه تو از تكذيب و انكارشان نسبت به خودت تعجّب مىكنى و آنها تعجّب تو را مسخره مىكنند .
عبارت
« بَلْ عَجِبْتَ »
به ضمّ « تاء » : بل عجبت ، نيز خوانده شده است و اين قرائت على عليه السلام و ابن عبّاس است و معناى آن اين است كه خداوند مىفرمايد : با اين همه نشانهها و آيهها و مخلوقهاى عظيم من ، جاى آن دارد كه من تعجّب كنم از اين كه آنها برانگيختن را ، از كسى كه چنين كارهايى انجام داده است ، انكار مىكنند و نيز كسى كه مرا به توانايى بر بعث و نشور توصيف مىكند مسخره مىكنند .
و نسبت تعجّب به خداى تعالى به معناى بزرگ داشتن و اهميّت آن كار است . در حديث آمده است : پروردگار شما از آه و زارى و دعاهاى شما و سرعت اجابت آن