تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
چنان كه روايت شده حضرت به عنوان مثال اين شعر را فرمود : كفى الإسلام و الشّيب للمرء ناهيا اسلام و پيرى براى بازداشتن مرد كافى است . ابو بكر گفت : شاعر چنين گفته است : كفى الشّيب و الاسلام للمرء ناهيا و شهادت مىدهم كه تو رسول خدايى . اما اين كه فرمود : أنا النبىّ لا كذب أنا ابن عبد المطّلب ؛ من پيامبرم و دروغ نمىگويم : من فرزند عبد المطّلبم و مانند اين گونه مواردى كه از آن حضرت روايت شده از جنس سخنى است كه از روى ذوق و سليقه است بىآن كه خصوصيتى از شعر يا قصدى در آن باشد ، تنها به طور اتّفاق موزون شده است . هم چنان كه در بسيارى از گفتارها و خطابه‌هاى مردم گهگاه مطالبى موزون بيان شده است و هيچ كس آنها را شعر نمىگويد و در ذهن گوينده و شنونده هم خطور نمىكند كه چنين مواردى شعر باشد . علاوه بر اين خليل بن احمد نحوى ، در علم عروض ، بيتهاى رجزى را شعر به حساب نمىآورد .
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ
؛ و چون خداى سبحان قرآن را شعر ندانست فرمود
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ . . .
يعنى اين قرآن چيزى نيست جز تذكّرى از جانب خدا كه آدمى و جنّ از آن پند مىگيرند . هم چنان كه مىفرمايد :
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
؛ « نيست قرآن مگر تذكّرى براى جهانيان » ( يوسف / 104 ) اين قرآن نيست مگر كتابى كه در محرابها خوانده مىشود و با خواندن و عمل به آن به فوز و رستگارى دو جهان نائل مىشوند .
لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا
؛ قرآن يا پيامبر ، كسانى را كه زنده‌اند ، انذار مىكنند و مقصود از زنده يا فرد خردمند و تأمّل كننده است ، زيرا غير خردمند مانند مرده است ، يا منظور از زنده كسانى است كه از حالشان پيداست كه ايمان مىآورند و به نور ايمان زنده مىشوند ، زيرا كافر مانند مرده است .
وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرِينَ
؛ و براى اين كه وعدهء عذاب كافران ، به سبب كفرشان ، بر آنها مسلّم و محقّق شود .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 265 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى