[ سوره يس ( 36 ) : آيات 22 تا 27 ]
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 22 ) أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً وَ لا يُنْقِذُونِ ( 23 ) إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 24 ) إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ( 25 ) قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ( 26 )
بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ( 27 )
ترجمه :
من چرا كسى را پرستش نكنم كه مرا آفريده است ؟ و همگى به سوى او بازگشت مىكنيد ( 22 )
آيا غير از او معبودانى را انتخاب كنم كه اگر خداوند رحمان بخواهد زيانى به من برساند ، شفاعت آنها كمترين فايدهاى ندارد و نتوانند مرا نجات دهند ( 23 )
در اين صورت در گمراهى آشكارى خواهم بود ( 24 )
من به پروردگار شما ايمان آوردم ، به سخنان من گوش فرا دهيد ( 25 )
به او ( حبيب نجّار ) گفته شد وارد بهشت شو گفت : اى كاش قوم من از اين نعمت بزرگ آگاه بودند ( 26 )
كه پروردگارم مرا آمرزيد و مورد لطف و كرم قرار داد ( 27 )
تفسير :
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
؛ اين كه سخن را با اندرز به خودش شروع كرد ، در صورتى كه قصدش پند دادن اهل شهر بود ، به سبب مهربانى و لطف به آنهاست پس گويا مىگويد : چرا شما آفرينندهء خود را نمىپرستيد ؟ مگر دنبالهء كلامش را نمىنگرى كه مىگويد
« وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
در حالى كه بازگشت شما به سوى اوست و نمىگويد : اليه أرجع ، بازگشت من به سوى اوست . سپس به همين شيوه سخن را ادامه مىدهد تا آن جا كه مىگويد :
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ
مقصودش اين است كه به گفتار من گوش فرا دهيد و از من پيروى كنيد ، بىترديد