من شما را به حقيقتى روشن و دينى درست كه گزيرى از آن نيست آگاه كردم و آن حقيقت اين است پرستش روا نيست جز براى خدايى كه شما را آفريده است و به سوى او بازگشت مىكنيد .
از زشتترين چيزها پيش عقل اين است كه عبادت چيزهايى را بر پرستش خداوند ترجيح دهيد كه اگر خداوند ضررى را براى شما بخواهد و اينها بخواهند از شما شفاعت كنند . شفاعت اين اشياء سودى براى شما ندارد و قادر به رهايى شما نيستند . و شما با اين اختيار [ عبادت غير خدا ] در گمراهى بسيار آشكارى كه بر هيچ خردمندى پنهان نيست ، واقع شدهايد .
سپس آن گروه چون اين سخنان را از او شنيدند او را لگدكوب كردند تا درگذشت ، خداوند او را وارد بهشت كرد و در آن جا زنده است و روزى مىخورد .
راجع به همين مورد خداوند مىفرمايد :
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ
برخى گويند : او را كشتند و خداوند سبحان او را زنده كرد و داخل بهشت فرمود ، وى هنگامى كه وارد بهشت شد گفت
يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ
اى كاش قوم من غفران و رحمت خدا را نسبت به من مىدانستند .
او آرزو كرد كه اى كاش قومش اين غفران و ثواب بزرگى را كه خداوند به او عطا فرموده است مىدانستند تا براى به دست آوردن چنين نعمتى تشويق و ترغيب شوند و به خاطر نيل به آن ، ايمان بياورند .
و در حديث مرفوع « 1 » آمده است كه وى هم در حال زندگى و هم پس از مرگ قومش را نصيحت كرد .
بِما غَفَرَ لِي رَبِّي
؛ حرف « ما » در عبارت
« بِما غَفَرَ لِي »
مصدريّه يا موصوله است كه
هامش
( 1 ) - حديث مرفوع آن است كه بىذكر راويهاى حديث به معصوم نسبت داده شود . چنان كه گويند : امام صادق عليه السلام فرموده است . . . به كتابهاى « علم الحديث » مراجعه شود م .