فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ
؛ و ما رسالت آن دو رسول را با فرستادن رسول سومى تقويت و استوار كرديم چنان كه گويند : المطر يعزّز الأرض . يعنى باران شكافهاى زمين را به هم چسباند و آن را سخت و محكم كرد .
فعل « عزّزنا » به تخفيف نيز خوانده شده كه از مادّهء عزّ يعزّ به معناى غلبه كردن است ، يعنى ما با فرستادن رسول سومى آن دو را پيروز كرديم .
مفعول به ، بعد از « عزّز » ذكر نشده است ، زيرا غرض ذكر معزّز به ( رسول سوّمى ) است كه نامش : شمعون الصّفا ، و سردستهء حواريّين بوده است .
إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ
؛ علت اين كه رسولان در مرحلهء اول گفتند :
إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ
و در مرحلهء دوم گفتند :
إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ
، اين است كه در ابتدا به عنوان خبر و اطّلاع است و در حالت دوم ، جواب از انكار است .
قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ
؛ اين عبارت ، در تأكيد به جاى قسم است مثل اين كه مىگويند :
شهد اللَّه يا علم اللَّه و سبب اين كه اين جواب با تأكيد از آنها صحيح و نيكو است اين است كه آنها رسالت خود را با اين گفته
وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ
ثابت كردند ، زيرا معناى آن اين است كه رسالت ما با نشانهها و معجزههايى كه گواه بر صحّت آن است آشكار و مسلّم شده و الّا اگر يك مدّعى بدون دليل و گواهى بگويد به خدا قسم در آنچه ادّعا مىكنم صادق و راستگويم زشت و قبيح است .
قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ
؛ اهل قريه گفتند : ما شما را شوم مىدانيم و به شما فال بد مىزنيم و اين به سبب آن بود كه اهل قريه از دين و رسالت آنها كراهت و نفرت داشتند .
لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ
؛ اگر از رسالت و ادّعاى خود دست بر نداريد به يقين شما را سنگسار مىكنيم يا دشنام و ناسزا مىگوييم .
قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ
؛ آن رسولان گفتند : شومى و بدبختى شما با خود شماست و سبب آن پايدارى بر كفر و شرك است و گرنه دعوت به ايمان و توحيد در نهايت