تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
پروردگار باشد ، در حالى كه موجود عاقلى است و صلاحيت تكليف را دارد ، حال او در انقياد و امتناع مانند حال اين اجرام نيست . مقصود از امانت اطاعت است ، زيرا اين اطاعت است كه لازم است انجام شود . و عرضه داشتن آن به جمادها و امتناع و ترسيدن آنها بطور مجاز است . و اما مفهوم حمل امانت هم چنان كه مىگويى : فلانى حامل امانت است . اين است كه امانت را به صاحبش ادا و رد نكرده است تا اين كه از عهده‌اش بيرون رفته و آسوده باشد . زيرا گويا كه امانت سوار بر امانت‌دار است و هر گاه كه ادا كند ديگر امانت سوار بر او نيست و امانت‌دار آن را بر دوش خود حمل نمىكند ، منظور اين است كه آسمانها و زمين و كوه‌ها از قبول امانت امتناع كردند ولى انسان آن را قبول كرد .
إِنَّهُ ، كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
؛ چون انسان ، رد امانت را ترك كرد ، خداوند او را به ستمكارى ( ظلم ) توصيف فرمود . و به سبب اين كه از راه سعادت خود ، غفلت كرد او را به جهالت و نادانى نيز توصيف فرمود .
لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ
؛ لام در عبارت « ليعذّب » مجازا لام علّت است ، زيرا عذاب نتيجهء حمل امانت و ادا نكردن آن است هم چنان كه ادب كردن در مثالى كه مىگويى : ضربته للتّأديب ، نتيجهء ضرب و زدن است ، يعنى به علّت اين كه خداوند حامل امانت را [ كه خيانت كرده ] عذاب مىكند و ديگرى را كه اداى امانت كرده و حامل آن نيست مورد رحمت قرار مىدهد و همين رحمت بر ادا كنندهء امانت ، نوعى عذاب براى كسى است كه در امانت خيانت كرده است .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 159 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى