ايمان از مضطرب و سست ايمان ، مشخّص شود .
وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
، پيروان پيامبران پيش از شما را امتحان و آزمايش كرديم ، و آزمايش آنها با دستورها و فرايض دينى كه بر آنها واجب مىكرديم ، يا با سختيها و مشكلات زندگى ، بوده است .
در حديث آمده است كه :
قد كان من قبلكم يؤخذ فيوضع المنشار على رأسه فيفرق فرقتين ما يصرفه ذلك عن دينه و يمشط بأمشاط الحديد ما دون عظمه من لحم و عصب ما يصرفه عن دينه . « 1 »
فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ
، بايد خداوند به وسيلهء آزمايش بداند ، چه كسانى در ايمانشان راستگو ، و چه كسانى در آن دروغگو هستند هر چند خداى عزّ و علا هميشه به اين موضوع آگاهى دارد ، لكن علم خدا به وجود آن تعلّق نمىگيرد مگر آن كه در عالم خارج تحقّق يابند و آثار آنها ظاهر شود . و مقصود اين است كه راستگويان از دروغگويان مشخّص شوند .
روايت شده كه على عليه السّلام فليعلمنّ و و ليعلمنّ خوانده است كه از مصدر اعلام است . يعنى خداوند آنها را به مردم مىشناساند كه چه كسانى هستند ، يا با نشانههايى مانند سفيدى و سياهى صورت آنها را نشاندار و علامتگذارى مىكند تا مردم آنها را بشناسند .
و روايت شده است كه عبّاس پيش حضرت على عليه السّلام آمد و گفت :
امش حتّى يبايع لك النّاس فقال أ تريهم فاعلين قال نعم قال فأين قول اللَّه عزّ و جلّ « الم أحسب النّاس ؟ « 2 »
تا آخر آيات . . . » [ كنايه از اين كه اگر همه بيعت كنند آزمايشى نخواهد بود . ]
هامش
( 1 ) - پيش از شما مردمانى بودند كه آنها را مىگرفتند و سرشان را ارّه مىكردند و اين كار آنها را از دينشان منصرف نمىكرد و با شانههاى آهن بدن آنها را طورى شانه مىكردند كه از گوشت و عصب مىگذشت .
( 2 ) - برو تا مردم با تو بيعت كنند حضرت فرمود آيا فكر مىكنى همه بيعت كنند ؟ عبّاس گفت آرى