تفسير :
أَ حَسِبَ النَّاسُ
، فعل « حسب » از مادّهء حسبان است و حسبان به مفهوم جملهها مربوط مىشود و تقدير كلام در اين جا چنين است ، أحسب الناس أن يتركوا غير مفتونين لأن يقولوا آمنا . « 1 » پيش از آمدن حسبان عبارت در تقدير چنين بوده است : تركهم غير مفتونين لقولهم آمنا . بنا بر اين كه « تركهم » مبتدا و « لقولهم » خبر باشد و عبارت « غير مفتونين » تتمّهء « ترك » و در حقيقت مفعول آن است ، زيرا فعل « ترك » به معناى تصيير و صيّر دو مفعولى است . چنان كه عنترهء شاعر گفته است :
فتركته جزر السّباع ينشنه * يقضمن حسن بنانه و المعصم « 2 »
اين مورد مانند اين مثال است كه مىگويى : خروجه لمخافة الشّرّ ، خارج شدنش به علّت ترس از شرّ است . در اين مثال عبارت لمخافة ، كه علّت است ، خبر مبتدا واقع شده است . [ بنا بر اين در مورد بحث هم عبارت لقولهم ، كه علّت است ، مىتواند خبر هم باشد . ] ( امّا وقتى كه مىگويى : حسبت خروجه لمخافة الشّر دو كلمهء : خروجه و لمخافة را كه قبلا مبتدا و خبر قرار دادى ، دو مفعول حسب قرار مىدهى .
وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
، گمان مىكنند كه آنها به سختيهاى تكليف و دورى از وطن و جهاد با دشمنان ، آزمايش نمىشوند ، و به مصيبتها و رنجهاى دنيا دچار نخواهند شد ؟ [ اين چنين نيست ] بلكه خداوند آنها را به انواع و اقسام بلاها دچار مىكند تا صبر و استقامت و ايمان باطنى آنها آشكار شود و مخلص از غير مخلص و استوار در
هامش
( 1 ) - آيا مردم گمان مىكنند به صرف اين كه بگويند ايمان آوردهايم به حال خود رها مىشوند و آزمايش نمىشوند .
( 2 ) - من او را طعمهء درندگان كردم تا درندگان با دهان و دندانهاى محكم و چنگالهاى قوى او را بدرند .