يا به معناى اين است كه پروردگار تو هيچ گاه شهرها را ويران نمىكند مگر اين كه در مركز آن [ و سواد اعظمشان ] رسولى را براى اتمام حجّت بر آنها بفرستد و اين خبر دادن به منزّه بودن خداوند از ظلم و ستم است ، زيرا با اين كه آنان ستمگر و شايستهء هلاكتند ، خداى متعال آنها را هلاك نمىكند مگر پس از آن كه با فرستادن پيامبرى حجّت را بر آنها تمام كند . و با اين كه مىداند آنها ايمان نخواهند آورد ، هرگز علم و دانستن خودش را براى آن مردم حجّت قرار نمىدهد .
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها
؛ آنچه را كه به آنها ارزانى داشتيم ، تنها بهرهمندى و زينت آن براى روزى چند و اندك است و آن مدّت زندگى است كه خواه ناخواه پايان مىيابد .
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى
؛ مقصود از آنچه پيش خداوند است ، همان ثواب و پاداش آخرت است كه از متاع دنيا بهتر و پايدارتر است ، زيرا بقاء آن جاودانى است . جملهء
« فَلا يَعْقِلُونَ »
هم با « تاء » ( تعقلون ) و هم با « ياء » ( يعقلون ) خوانده شده است .
أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ
؛ اين عبارت بيان و توضيح مطالب آيهء پيش است يعنى آيا پس از اين تفاوت آشكارا باز هم اهل دنيا و اهل آخرت مساوى و يكسانند ؟
وَعْداً حَسَناً
، مقصود از وعدهء حسن همان ثواب آخرت است ، زيرا آن بهرهاى است جاودانى كه پيوسته با شوكت و بزرگى همراه است .
فَهُوَ لاقِيهِ
، مفهوم اين عبارت مانند اين آيه است كه مىفرمايد :
وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً
، « به آنها روى خندان و دل شادمان ارزانى داشت » ( انسان / 11 ) .
مِنَ الْمُحْضَرِينَ
، از كسانى كه براى كيفر در آتش احضار مىشوند ، مانند آيهء
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ
، « قوم الياس رسالت او را تكذيب كردند و بدين سبب براى كيفر در آتش احضار مىشوند » ( الصّافات / 127 )
ثُمَّ هُوَ
، در اين عبارت « هو » كه ضمير منفصل است به ضمير متّصل تشبيه شده و به سكون « هاء » نيز خوانده شده است هم چنان كه كلمهء « عضد » عضد نيز گفته شده و