رحمت به حال او مفيد و نافع است .
وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
؛ و خداوند به حال كسانى كه با لطف او هدايت مىشوند داناتر است . پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بسيار علاقهمند بود كه تمام مردم ايمان بياورند و به نبوّت او اقرار كنند ، لذا خداى سبحان به او خبر داد كه اين كار از توانايى و قدرت تو خارج است .
برخى گويند : اين آيه دربارهء حضرت ابو طالب وارد شده است ، در حالى كه از ائمّه عليهم السّلام روايت شده است كه :
إنّ ابا طالب مات مسلما
« 1 » اماميّه نيز بر اين مطلب ، اجماع دارند . علاوه بر اين شعرهاى او از مبانى اسلامى و تصديق بر نبوّت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آكنده است .
وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا
،
« نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا »
يعنى ما از سرزمينمان نفى بلد مىشويم ، از وطنمان بيرون رانده مىشويم . برخى گويند كه گويندهء اين سخن حرث بن عثمان بن نوفل بن عبد مناف است كه گفت : ما افراد كمى هستيم و مىترسيم كه اگر پيرو تو شويم و با عربها مخالفت كنيم ما را نفى بلد كنند .
أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً
، خداوند در مقام ردّ گفتههاى كفّار برآمد و گفت ، آيا ما حرم را جاى امنى براى آنها قرار نداديم ، در حالى كه عربها در اطراف و بيرون آن به غارتگرى و تجاوز مىپرداختند ، اينها در ميان حرم ، در امان بودند و نمىترسيدند و نعمتها و ميوههاى گوناگون از هر سرزمينى به آنجا آورده مىشد . بنا بر اين آن زمان كه كافر بودند و بتها را پرستش مىكردند ، خداوند ، به خاطر حرمت حرم ، روزى و امنيّت را از آنها دريغ نكرد و به آنها عطا فرمود ، اكنون اگر ايمان بياورند و موحّد شوند و پيامبر را تصديق كنند چگونه آنها را در معرض نفى بلد و سلب امنيّت قرار مىدهد .
هامش
( 1 ) - براستى ابو طالب در حالى كه مسلمان بود در گذشت .