تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
موسى پستان هيچ دايه‌اى را به دهان نگرفت ، تا اين موضوع براى فرعونيان اهميّت خاصّى يافت . لفظ « مراضع » يا جمع مرضع است و او زنى است كه شير مىدهد و يا جمع مرضع است كه يا مصدر و به معناى ارضاع و شيردادن است و يا اسم مكان و به معناى پستان و محل شير دادن است . « من قبل » يعنى پيش از آن كه خواهر موسى وضعيّت وى را پىگيرى كند . روايت شده است كه چون خواهر موسى گفت :
وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ
، هامان ( وزير فرعون ) گفت : اين زن ، موسى و خانواده‌اش را مىشناسد ، ولى او فورا گفت : منظورم اين است كه آنها نسبت به فرعون ناصحند ، مرجع ضمير « له » را فرعون قرار داد نه موسى . [ و با اين حاضر جوابى خود را از مهلكه نجات داد . ] « نصح » كارى است كه از هر گونه تباهى و فساد پاك باشد ( عمل خالص و بىريا ) خواهر موسى نزد مادرش رفت و او را آورد در حالى كه كودك در دست فرعون بود و چون خداوند محبّت موسى را در دل فرعون جاى داده بود او را با مهربانى مىبوسيد . كودك كه گرسنه بود و شير مىخواست گريه مىكرد ، امّا هنگامى كه بوى مادرش را حسّ كرد به او انس گرفت و آرام شد و پستانهايش را به دهان گرفت . فرعون به او گفت : تو با اين كودك چه نسبتى دارى ( كه تنها پستان تو را گرفت ) ، گفت : من زنى هستم كه شيرم بسيار خوشبو و گوارا است و هيچ كودكى به من داده نشده است مگر اين كه پستان مرا پذيرفته است . سپس كودك را با مزد و اجرت ( رضاع ) به او دادند ، او هم فرزند را به خانهء خود برد و اين چنين خداوند به وعدهء خود ، در برگرداندن كودك ، وفا كرد . و اين هنگام مادر موسى يقين كرد كه فرزندش پيامبر خواهد شد . و خداوند به اين مفهوم اشاره فرموده است كه مىفرمايد :
وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
مقصود اين است كه مادر موسى با ديدن فرزندش ، يقين پيدا مىكند و براى او