تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
فرعونيان آگاه نبودند ( 11 ) ما شير هر داية را از پيش بر او حرام كرديم ( آل فرعون در پى دايه‌اى كه طفل پستانش را بگيرد بر آمدند ) در اين حال خواهر موسى گفت : آيا مايليد شما را به خانواده‌اى راهنمايى كنم كه مىتوانند اين كودك را كفالت كنند و خيرخواه او هستند ؟ ( 12 ) پس موسى را به مادرش برگردانديم تا ديده‌اش روشن شود و اندوهگين نباشد و يقين بداند كه وعدهء خدا حق است ولى اكثر مردم آگاه نيستند ( 13 ) آن گاه كه موسى به حدّ كمال و رشد عقلى رسيد ، ما به او حكمت و دانش داديم و اين گونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم ( 14 ) موسى بىخبر از اهل شهر و ناشناس وارد شهر شد و ديد كه دو نفر به نزاع مشغولند ، يكى از پيروان و ديگرى از دشمنانش بود ، آن كه از پيروانش بود ، در برابر دشمنش ، از او يارى خواست موسى مشت سختى بر دشمن زد و با آن مشت كشته شد . موسى گفت اين از عمل شيطان بود كه او دشمن و گمراه كنندهء آشكارى است . ( 15 ) موسى گفت پروردگارا من به خود ظلم و ستم كردم از من درگذر ، خدا از او درگذشت كه او بسيار بخشندهء و مهربان است . ( 16 )

تفسير :

وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ
، مادر موسى به خواهر او گفت : وضعيّت موسى را دنبال و پىگيرى كن و از حال او آگاه شو .
فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ
، واژهء « جنب » به معناى دور است ، يعنى او را از دور نظاره مىكرد و مقصود اين است كه خواهر موسى به دنبال صندوق رفت و ديد كه فرعونيان آن را از آب گرفتند و موسى را از داخل آن بيرون آوردند و او موسى را مىديد در حالى كه فرعونيان نمىدانستند كه او خواهر موسى است . واژهء « تحريم » كنايه و استعاره از منع و جلوگيرى است ، زيرا اگر چيزى بر كسى حرام شد ، يعنى فرد را از آن منع و جلوگيرى كرده‌اند . و اصل مطلب اين است كه خداوند موسى را از گرفتن هر پستانى براى نوشيدن شير ، منع فرمود . بنا بر اين