و ياد او مىباشد . و ما از هر دو ( خوف و حزن ) با هم او را نهى كرديم و با اين مژده كه موسى را به او بر مىگردانيم و او را از پيامبران قرار مىدهيم او را دلدارى داديم و قلبش را مطمئن كرديم .
لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا
، حرف « لام » در كلمهء « ليكون » براى تعليل و به معناى علّت است ولى علّت به معناى مجازى نه حقيقى ، زيرا فرعونيان اين كودك را از آب نگرفتند كه دشمن و باعث اندوه آنها شود ، ولى چون سرانجام و عاقبت چنين شد ، كار اينان به كار كسانى كه به عمد و قصد چنين كارى را مىكنند ، تشبيه شده است . [ برخى اين لام را ( لام ) عاقبت ناميدهاند ] .
لفظ « حزنا » به صورت حزن نيز خوانده شده و هر دو لغت به يك معنا است ، مانند رشد و رشد و عدم و عدم .
كانُوا خاطِئِينَ
؛ آنها در تمام كارها خطاكار بودند و با اين خطا بعيد نبود كه از جهالت و نادانى ، دشمن خود را به دست خود پرورش دادند . ممكن است معنا اين باشد كه چون آنها مجرم و گناه كار بودند ، خداوند به اين صورت آنها را كيفر داد كه دشمنشان و كسى را كه نابودى آنها به دست او بود در دامان خود بپرورانند .
لفظ « خاطئين » خاطين نيز خوانده شده كه يا به تخفيف « خاطئين » و حذف همزه است و يا از مادّهء ( خطوت ) كه به معناى گام زدن و رد شدن از چيزى است ، يعنى از راه صواب و درستى ردّ شدند و به سوى خطا و گناه گام زدند .
روايت شده است كه خانوادهء فرعون صندوق را از آب گرفتند و آسيه ( همسر فرعون ) به آن نزديك شد و درون آن نورى را ديد و آن صندوق را باز كرد و ناگاه كودكى را ديد كه انگشت شست خود را مىمكد ، پس مهر او در دل همه جا گرفت و آسيه به فرعون گفت : « قرّة عين لى و لك » ، يعنى اين كودك نور ديدهء من و تو است .
از ابن عبّاس روايت شده است كه فرعونيان مىخواستند موسى را بكشند لكن آسيه مانع شد و گفت كه او را نكشيد ، فرعون گفت كه اين نور ديدهء توست امّا براى