تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
پياپى به هلاكت رسيدند . لفظ « بل » كه به معناى اضراب است ، براى اين كه حالت و چگونگى كافران را كاملا بيان كند ، سه مرتبه تكرار شده است ، اوّل بيان اين حالت است كه آنها به بعث و زنده شدن پس از مرگ آگاهى نداشتند . دوم اين كه آنها اصولا نمىدانستند كه روز قيامتى وجود دارد . سوم اين كه آنها نسبت به روز قيامت در ترديد و شك بودند در صورتى كه اگر كوشش مىكردند مىتوانستند آن را بر طرف كنند ، ولى اين كار را نكردند و سپس به بدترين حال آنها كه نابينايى « دل » باشد اشاره شده است و چون انكار آخرت را مبدأ اين كوردلى قرار داده است لفظ « عمون » به وسيلهء « من » متعدّى شده است [ كه سببيّت را مىرساند ] نه به وسيلهء « عن » ، زيرا همين كفر به عاقبت كارها آنها را در زمرهء حيوانات قرار داده است كه تدبّر نمىكنند . عامل در لفظ « إذا » مفهومى است كه از عبارت
« أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ »
فهميده مىشود و آن ، فعل مجهول : « نخرج » است ، زيرا براى عمل كردن اسم فاعل « 1 » در ما قبلش موانعى وجود دارد مانند : همزهء استفهام و ( إن ) و ( لام ) ابتدا كه هر يك به تنهايى ، براى ممانعت ، كفايت مىكند تا چه رسد به اين كه تمامى با هم باشند . و مقصود از « مخرجون » يا اين است كه آنها را از زمين خارج مىكند يا از نيستى به هستى مىآورد . آوردن حرف استفهام « همزه » در اوّل « إذ » و « إن » تأكيد است براى انكار و كفر كافران و ضمير « نا » در لفظ « إنّا » هم براى خود كافران است و هم براى پدرانشان ، زيرا عبارت
« كُنَّا تُراباً »
هم شامل خودشان مىشود و هم شامل پدرانشان .
فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ
؛ مقصود از « مجرمين » همان كافران است .
هامش
( 1 ) - منظور اسم مفعول است چنان كه مسامحة گاهى نايب فاعل را فاعل مىگويند . خلاصه از پانوشت استاد گرجى .