تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
نگاه كرد و چون او را نديد گفت :
« ما لِيَ لا أَرَى »
: چرا من او را نمىبينم . مفهوم اين عبارت اين است كه سليمان گمان مىكرد او حاضر است ولى به عللى نمىتواند او را ببيند و هنگامى كه فهميد او غايب است از سخن خود منصرف شد و براى اين كه از غيبت او مطمئن شود پرسيد : آيا او غايب است ؟ و مانند اين مورد است گفتار عربها كه مىگويند : إنّها لإبل أم شاة : آن شتر است ، بلكه گوسفندى است . روايت شده است كه ابو حنيفه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد كه چرا سليمان از ميان پرندگان هدهد را جستجو كرد ، حضرت فرمود : به خاطر اين كه هدهد آب را در درون زمين مىبيند همانطور كه شما روغن را در شيشه مىبينيد ، ابو حنيفه خنديد و گفت اين پرنده‌اى كه آب را در دل خاك مىبيند چگونه دام را در روى خاك نمىبيند ، امام فرمود : اى نعمان مگر نمىدانى كه وقتى قضا و قدر فرود آيد پرده‌اى روى چشمها را مىگيرد و چشم پوشيده مىشود .
لَأُعَذِّبَنَّهُ
؛ نحوهء عذاب سليمان عليه السّلام اين است كه پر و بالش را بكند و در آفتابش بيفكند و يا او را از همسرش جدا كند .
أَوْ لَيَأْتِيَنِّي
؛ اين كلمه به صورت ليأتينّنى با دو نون كه اوّلى مشدّد است نيز خوانده شده است .
بِسُلْطانٍ
؛ اين واژه در اين جا به معنى حجّت و دليل و عذر و بهانه است .
فَمَكَثَ
؛ اين عبارت با فتح و ضمّ كاف ، خوانده شده است .
غَيْرَ بَعِيدٍ
؛ اين عبارت به معناى « عنقريب » است . غيبت و توقّف هدهد به زمان كم توصيف شده است تا بفهماند كه او از ترس سليمان و مسئوليتى كه داشت ، بسرعت بازگشت .
فَقالَ أَحَطْتُ
؛ عبارت « احطت » با ادغام « طاء » در « تاء » و با اطباق ( طاء احطّ ) و غير اطباق ( تاء احتّ ) نيز خوانده شده است . از ابن عبّاس روايت شده است كه هدهد براى غيبت خود عذر موجّهى آورد و