تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
گفت : من به چيزى آگاهى يافتم كه تو از آن آگاه نيستى . و يك خبر قطعى و درست براى تو آورده‌ام كه تو نمىدانستى . خداوند به هدهد الهام كرد تا با حضرت سليمان ، كه دانش فراوانى داشت ، با چنين سخنانى روبرو شود تا امتحانى باشد براى دانش سليمان و متوجه شود كه ممكن است موجود كوچكى ( مانند هدهد ) مطلبى را بداند كه او با دانش بسيارش نداند تا به سليمان ، در ترك غرورى كه براى دانشمندان بزرگترين بلا و گرفتارى است ، لطفى شده باشد .
مِنْ سَبَإٍ
؛ اين واژه به همزهء تنوين دار و بدون تنوين ، به عنوان غير منصرف ( من سبأ به فتح همزه ) و با الف نيز خوانده شده و همچنين است در سورهء « سبا » آيهء
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ
( سبا / 15 ) . سبأ ابن يشجب بن يعرب بن قحطان بوده و نزد كسى كه آن را اسم قبيله « 1 » قرار دهد غير منصرف است و نزد كسى كه آن را نام « حىّ » يك طائفه يا نام پدر بزرگتر بداند منصرف است . سپس شهر « مأرب » سبا ناميده شده است و فاصلهء آن تا شهر صنعا سه روز راه است ، هم چنان كه شهر « مغافر » به نام مغافر بن ادّ ناميده شده است .
بِنَبَإٍ يَقِينٍ
؛ نبأ خبر بسيار مهمّ است .
وَجَدْتُ امْرَأَةً
؛ آن زن « بلقيس » ( ملكهء سبا ) دختر « شراحيل » يا « شرحبيل » بوده كه پدرش نيز پادشاه سراسر مملكت « يمن » بوده است .
وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
؛ هر چيزى از زينتهاى دنيا كه براى يك سلطنت با شوكت و عظمت مورد نياز است در اختيار داشت .
وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
؛ آن زن تختى داشت بزرگتر و با شوكت تر از تخت تو ، جلو آن
هامش
( 1 ) - قبيله بعد از شعب است و از عماره و بطن و فخذ بزرگتر است ، ولى ، حىّ و بطن به يك معناست . تصحيح استاد گرجى ، پاورقى ص 185 .