خودم در شگفتم .
فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها
؛ شروع به خنديدن كرد و منظور اين است كه از حدّ تبسّم و لبخند گذشت و نزديك به خنده شد . اصولا خندهء پيامبران اين چنين است و هيچگاه قهقهه و صدادار نيست .
و باعث خندهء حضرت سليمان نيز ممكن است يكى از اين دو علّت باشد :
1 - يا به اين علّت بوده كه از سخن مورچه كه كنايه از مهربانى و شهرت نيك سپاهيانش بود تعجّب كرد و او را خوش آمد و خنديد ، زيرا مورچه گفت :
« وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
.
2 - يا به سبب شادمان و مسرور شدنش از نعمتى بود كه خداوند به او عطا فرموده است كه سخن كوچكترين مخلوق او را با گوشش مىشنود و به معناى آن نيز احاطه دارد ، لذا گفت :
« رَبِّ أَوْزِعْنِي »
خدايا راهى كه بتوانم شكر گزار نعمتهايت باشم به من الهام كن و آن نعمتها را از من دور و جدا مكن تا هميشه سپاسگزارت باشم و از نعمتهايى كه به من و پدرم - از مقام پيامبرى و جز آن - كرامت فرمودى ياد كنم و همچنين نسبت به مادرم كه او را همسر پيامبرت قرار دادى ، حضرت سليمان نعمتهاى پدر و مادرش را به منزلهء نعمتهاى خود قرار داد و بنا بر اين سپاسگزارى از آنها را نيز بر خود لازم مىدانست .
وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ
؛ حضرت سليمان ، براى اين كه در آينده بتواند كارهاى نيك بيشترى انجام دهد ، از خداوند توفيق مىطلبد .
فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ
؛ منظور از بندگان نيكوكار ، ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و پيامبران پس از آنها هستند ، يعنى مرا در زمرهء آنها داخل فرما .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 20 تا 26 ]
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ ( 20 ) لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ( 21 ) فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ( 22 ) إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ ( 23 ) وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ ( 24 )
أَلاَّ يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ ( 25 ) اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ( 26 )