شكيبايى است شامل مىشود ، تمام اوصاف مذكور را در بر مىگيرد و در تمام آنها شايع است از اين جهت است كه صبر ، سبب اجراى تمام كارهاى نيك است .
« وَ يُلَقَّوْنَ »
اين قرائت مانند قرائت اين آيه است :
وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً
؛ « به آنها روى خندان و دل شادمان عطا فرمود » ( دهر / 11 ) و يلقون نيز خوانده شده است و در اين صورت مانند عبارت : يلق أثاما « 1 » مىباشد .
« تحيّة » [ و سلاما ] ؛ در مفهوم اين عبارت سه قول است :
1 - تحيّت يعنى خوش آمد گفتن و دعا كردن براى زندگى ( كسى ) يعنى فرشتگان به مؤمنان خوش آمد مىگويند و به آنها سلام مىكنند .
2 - يعنى بعضى از مؤمنان به بعض ديگر خوش آمد مىگويند و آن ديگرى سلام مىكند ، در اين مورد قولى هم هست كه خداوند به آنها درود مىفرستد .
3 - يعنى خداوند به آنها ، ملك و عزّت بزرگ و جاودانى با سلامتى از هر بلايى ، عطا مىفرمايد .
مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً
؛ قرارگاه و اقامتگاه .
ما يَعْبَؤُا بِكُمْ
؛ اگر دعا و عبادتهاى شما نبود ، خداى من براى شما وزنى و ارزشى قائل نمىشد . بعضى گويند كه حرف « ما » استفهامى است و در محل نصب واقع شده و مصدريّه است ، گويى چنين گفته شده - اگر عبادت شما نبود ، چه چيز با ارزشى بود كه باعث شود ، خدا به شما توجّه كند ؟ « 2 » يعنى اگر عبادت شما نبود ، شما شايستهء هيچ گونه توجّه و اعتنايى نبوديد .
و حقيقت گفتار عربها كه مىگويند : ما عبئت به ، « 3 » اين است كه در كارهايى كه
هامش
( 1 ) - ر . ك : ترجمهء آيهء 68 همين سوره .
( 2 ) - أىّ عبء يعبؤا بكم لو لا دعائكم .
( 3 ) - من به او بى اعتنايى نكردم .