تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
لفظ « جلد » كه به معناى تازيانه زدن است با « جلد » كه به معناى پوست است از يك ماده است و اين تعبير اشاره به آن است كه درد ، نبايد از پوست بدن تجاوز كند و به گوشت برسد . زن به صورت نشسته و در حالى كه با لباسهايش پوشيده شده به طورى كه عورتش پيدا نشود ، حدّ بر او جارى شود .
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما
؛ اين كه حدّ را عذاب گفته‌اند دليل بر آن است كه كيفر گناه و عقوبت آن است و ممكن است از اين جهت باشد كه شخص را از باز گشت به گناه باز مىدارد ، چنان كه آن را « نكال » نيز مىگويند ( كه به معناى مجازات سخت و درس عبرت است ) . « طائفة » گروهى هستند كه اطراف شيئى را گرفته باشند و تعداد آنها از سه نفر بيشتر باشد ، با توجه به تعريف مذكور جنبهء صفتى در آن غلبه دارد و صفتى است كه نياز به موصوف ندارد بلكه خود جانشين موصوفش مىباشد . از امام باقر عليه السّلام و ابن عباس ، و حسن بصرى و غير آنها نقل شده است كه : « اقلّ طائفة » يك مرد است . سزاوار است كه شاهدان اجراى حدّ فقط از بهترين انسانها باشند .
الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً
؛ انسان فاسقى كه شأنش زنا كارى است ، تمايلى به ازدواج ، با زنان نيكو كارى كه بر غير صفت او هستند ، ندارد بلكه به زن زانيه‌اى كه مانند خودش بوده يا مشرك باشد رغبت نشان مىدهد و نيز زن بد كاره‌اى كه مشهور به زنا باشد مردان صالح ، ميلى به همسرى با او ندارند بلكه از او دورى مىكنند و تنها كسى به او رغبت نشان مىدهد كه مثل او زنا كار باشد و اين كه خداوند زنا كار و اهل شرك را با هم ذكر كرده به خاطر بزرگ شمردن گناه عمل زشت زنا مىباشد . و مقصود از جملهء اول توصيف كردن مرد زنا كار است به اين كه تمايلى به زنان با عفّت و پاكدامن ندارد ، بلكه فقط به زنان بدكار تمايل نشان مىدهد . و در جملهء دوم