گواه باشد و شما ، بر مردم ، پس نماز را بپاى داريد و زكات را بدهيد و به خداى تمسّك جوييد كه او مولا و سرپرست شماست ، چه نيكو مولا و چه خوب ياورى است . ( 78 )
تفسير :
يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ
؛ گاهى يك خصوصيت و ويژگى و يا داستان و حكايت شيرين و جالبى ، به دليل محسّنات و شگفتيهايى كه در آن وجود دارد ، به مثل تعبير مىشود ، از باب تشبيه به بعضى مثلها كه به سبب استحسانشان مشهور شدهاند .
« تدعون » با « ياء » به صورت غايب نيز خوانده شده است .
وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ
؛ اين جمله حال و در محل نصب است و گويا گفته شده است اگر همهء آنها براى آفرينش يك مگس اجتماع كنند ( باز هم ) اين امر بر آنها محال است ، و اين تعبير ، مبالغه در نسبت دادن جهل به قريش است زيرا آنان صورتهاى مجسّم را به الوهيّتى توصيف مىكردند كه مقتضاى آن ، توانايى بر تمام مقدورات و احاطه بر جميع معلومات است در صورت كه محال بود كه آنها بر كمتر چيزى كه خداوند آفريده و آن را كوچك شمرده ( خلقت مگس ) توانايى داشته باشند ، هر چند همهشان براى اين امر اجتماع كنند ( و اگر مگس از بتها چيزى بربايد قدرت بر گرفتن آن را ندارند ، بقيهء آيه ) .
ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ
؛ منظور از « طالب » مگس يا پشهء و مراد از مطلوب ، بت است و بعضى عكس اين را گفتهاند و ( بنا بر اين ) معناى آيه اين است كه رباينده ( مگس يا پشه ) و ربوده شده ( بت ) هر دو ، عاجز و ناتوانند و نيز گفته شده : عبادت كننده و عبادت شده ، هر دو نادانند .
ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ
؛ اين بت پرستان حق تعالى را چنان كه بايد شناخت نشناختند و تعظيمى كه شايستهء اوست انجام ندادند ، به خاطر اين كه بتهاى بىخاصيّت را شريك او قرار دادند .