ترجمه :
با حكمت و اندرز نيكو ، به سوى پروردگارت دعوت كن ، و با آنها به طريقى كه نيكوتر است به گفتگو پرداز ، همانا پروردگار تو از هر كسى بهتر مىداند كه چه كسانى از طريق او گمراه شدهاند و چه كسانى هدايت يافتهاند ؛ ( 125 )
اگر بخواهيد مجازات كنيد ، تنها به همان مقدار كه به شما تعدّى شده است كيفر دهيد ، و اگر شكيبايى پيشه كنيد ، اين كار براى شكيبايان بهتر است . ( 126 )
صبر كن ، و صبر تو جز به توفيق خداوند نيست ، و بر آنها غمگين مباش ، و از نيرنگ آنان دلتنگ مشو . ( 127 )
خداوند با كسانى است كه تقوا پيشه مىكنند و نيكوكار باشند . ( 128 )
تفسير :
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ
؛ ( مردم را ) با گفتههاى درست و استوار و اندرزهاى نيكو به سوى دين پروردگارت كه راه دستيابى به خشنودى اوست ، دعوت كن . مراد از حكمت : گفتار صحيح و درست و دليل روشن كنندهء حقيقت مىباشد و به قولى منظور از آن ، قرآن است موعظه حسنه : پندهايى است كه دشمنان بوضوح مىدانند كه تو آنها را نصيحت مىكنى و با اين سخنان به آنها سود مىرسانى .
وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
؛ با روشى كه از جهت نرمى و ملايمت و مدارا و حسن معاشرت بهترين طريقهء بحث و مناظره است ، بدون هر گونه درشتى و ناراحتى ، با آنها به مناظره و بحث بپرداز تا زودتر دعوت تو را اجابت كنند .
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ
؛ اگر اراده كرديد به عنوان مجازات ، ديگران را كيفر كنيد ، به همان اندازه كه مورد تعدّى واقع شدهايد ، طرف را مجازات كنيد ، نه بيش از آن . اين كه خداوند از تعدّى و مجازات هر دو به عنوان عقوبت ياد كرده به اين دليل است كه موازنهء ميان آن دو را بيان دارد .
هنگامى كه مشركان شهداى احد را مثله كرده بودند : هند جگر حمزة بن عبد المطلب را در آورد و جويد و مشركان بينى و گوش او را بريدند . در مقابل