تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
باشد و ازقضا اسم قربانى به آن داده‌اند . آيا مىتوان كسى را شكنجه كرد به قصد قربت ؟
ميازار مورى كه دانه كش است كه جان دارد و جان شيرين خوش است
قطع نظر از آزار و اذيت ، چه رابطه اى ميان رضاى خدا و ريختن خون يك حيوان است ؟ مگر خداوند - العياذبا لله - خونخوار است و از اينكه ببيند خون حيوانى ريخته مىشود مسرور و خوشحال مىشود ؟ بعلاوه ، چنان كه گفتيم ظلم و آزار و تعذيب است و مبعّد است . ايراد ديگر به قربانى اين است كه يادگار توحش است . در قديم در اديان وثنى و بت پرستى مذبحهايى بوده است و مردم براى رضاى بتها قربانى مىكرده‌اند و خيال مىكرده‌اند آن بتها از آن گوشتها استفاده مىكنند و ظاهراً گوشتهاى آن حيوانات را نمىخورده‌اند و لااقل خون آنها را كه براى خودشان خوراكى بوده به سر و صورت بتها مىماليده‌اند . اما جواب : راجع به اين قسمت كه چه فايده اى بر ريختن خون مترتب مىشود ، اين در صورتى صحيح است كه هدف از قربانى و كفارات ( كه اختصاصاً در باب حج ، همه از نوع گوسفند يا شتر كشتن است الَّا نادراً ) فقط ريختن خون باشد . دليلى ندارد كه صرف ريختن خون مقرّب باشد ، زيرا عملى مقرّب است كه رضاى خدا در آن باشد و رضاى خدا در اين است كه انسان به كمال فردى و اجتماعى خود برسد . صرف ريختن خون نه به كمال فردى انسان كمك مىكند و نه به كمال اجتماعى او . ولى اگر هدف اصلى اطعام و انفاق باشد ، همان طورى كه در ساير كفارات هست ( و البته اطعام و انفاقى است دسته جمعى و به صورت خاص ، يعنى به صورت اطعام گوشت و اينكه هر انسانى يك حيوانى را بكشد و مصداق * ( اطعموا البائس الفقير ) * واقع شود ) آن ايراد وارد نيست . و البته يك نكته هست و آن اينكه منافات ندارد كه ضمناً اين عمل دسته جمعى ، احياء و زنده كردن خاطره اى از قهرمان توحيد حضرت ابراهيم باشد . به او امر شد عزيز