ابراهيم نيز بت شكن بود : * ( تا لله لاكيدنّ اصنامكم . . . فجعلهم جذاذاً الَّا كبيراً لهم . . . ) * قرآن مخصوصاً مراسم حج را به عنوان شعاير الهى ياد مىكند و اين آيه : * ( ذلك و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب ) * در خلال آيات حج وارد شده است .
ما در ورقه هاى عبادت و ورقه هاى توحيد در عبادت و ورقه هاى اقسام توحيد گفتهايم كه فرق است ميان تعظيم و پرستش .
اسلام تعظيم و تواضع را جايز مىداند و پرستش را منع مىكند . فرق ميان پرستش و تعظيم اين است كه پرستش نوعى تقديس و تنزيه و تسبيح و تحميد است ، و گفتيم تسبيح و تحميد و تنزيه از جميع نقايص و همچنين تكبير مختص خداست ، زيرا كاملِ منزه از همهء نقايص خداست و آن كه سپاس مطلق [ متعلق ] به اوست و اكبر و اعظمِ مطلق خداست . سجود و ركوع از لحاظ هيئت جسمانى عبادت نيست ، از آن لحاظ عبادت است كه حالتى است كه اختصاص داده شده براى تسبيح و تكبير . لهذا در سجود مىگوييم : « سبحان ربى الاعلى و بحمده » و در ركوع مىگوييم : « سبحان ربى العظيم و بحمده » ، در موقع رفع رأس مىگوييم : « الله اكبر » و در حال قيام مىگوييم : « الحمد لله رب العالمين » و يا « سبحان الله و الحمد لله و لا إله الَّا الله و الله اكبر » .
تقديس منحصراً بايد براى خدا باشد و يا به خاطر امر خدا . اگر چيزى را به خاطر يك شعار و [ به ] عنوان يك شعار تقديس كرديم ( نه تسبيح كه براى غير خدا جايز نيست ) مثل احترامى كه به پرچم و علامتهاى ملى مىگذارند ، در واقع احترام به او نيست ، احترام به آن فكر و عقيده اى است كه اين پرچم نمايندهء اوست . اين است كه جنبهء شعاريت پيدا مىكند .
فرق ميان پرستش و تعظيم شعاير :
پس در اينجا دو مطلب گفته شد : يكى اينكه ملاك پرستش ، تسبيح و تكبير و تحميد است كه جز دربارهء كمال مطلق جايز نيست و امكان ندارد خدا اجازه بدهد غير او تسبيح و تكبير و تحميد شود .
اما سجود و ركوع از لحاظ هيئت جسمانى عبادت نيست و هيچ
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 543
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٤٣