تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
شكسته نشود كه : * ( الحياة فى موتكم قاهرين و الموت فى حياتكم مقهورين . ) *
تن مرده و گريهء دوستان به از زنده و طعنهء دشمنان مرا عار آيد از اين زندگى كه سالار باشم كنم بندگى
و باز بر خلاف اخلاق نيچه اى كه براساس زور و قدرت و « الحق لمن غلب » است و خوب آن است كه منشأ غلبه و پيروزى و پامال كردن باشد ، اسلام براى حق ، قطع نظر از زور و قدرت ، حقيقت قائل است . زور را براى حفظ حق مىداند * ( ( كونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً ) ) * نه اينكه قدرت را اصل مىداند و حق را همان قدرت مىداند و مىگويد حق در آن طرف است كه زور مىچربد و شما به همان جانب برويد كه زور مىچربد . كرامت ، احساس نفاست نفس است : 2 . كرامت و عزت و بزرگوارى نفس چيزى جز احساس عظمت و پرهيز از حقارت و مهانت نفس نيست و عظمت جويى امرى است فطرى هر آدمى ، الَّا اينكه تشخيص عظمت واقعى احتياج به هادى و معلم دارد . يك وقت انسان عظمت نسبى مىخواهد كه نامش برترى جويى است ، يعنى خود را در برابر ديگران مىگذارد و مىخواهد از ديگران بالاتر باشد و بالادست آنها قرار بگيرد ، در صحنهء تنازع بقا مىخواهد غالب و قاهر باشد ، در مسابقهء زندگى مىخواهد مصلَّى و پيشتاز باشد ، و يك وقت هست كه عظمت ذاتى و غير نسبى براى نفس خود مىخواهد ، قطع نظر از ساير اشخاص براى خود يك شخصيت و يك مقام و لياقت احساس مىكند كه آن را شايستهء صفات رذيله نمىداند ، مثل كسى كه يك تابلوى عالى نقاشى و يا يك كتيبهء عالى و يا يك معمارى عالى مىبيند و بعد مىبيند كثيف و آلوده شده و حيف مىآيد او را كه همچو چيز نفيسى اينطور خوار و زبون باشد . كرامت نفس احساس نفيس بودن شخصيت انسانى فى حد ذاته و ذى قيمت بودن نفس ( 1 ) فى حد ذاته و قطع نظر از
هامش
( 1 ) به اصطلاح امروز احساس ارزش ، ولى ارزش ذات نه صرف ارزش صفات كه ارزش صفات و افعال بدون ارزش ذات بىمعنى است .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481 | مرتضى مطهرى