تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
ى . در تحقيق مسائل تاريخى كه نقلى است متد خاصى به كار مىرود . اينها نه برهانى است و نه تجربى . در درجهء اول بايد يك نقل مستند و معتبر باشد . اما اينكه مستند باشد ، يعنى بلاسند چيزى پذيرفته نمىشود ولو خود گوينده معتبر باشد . دليل معتبر بودن و بىغرض بودن هم واضح است . پس گويندهء معتبر بايد با سند معتبر نقل كند تا صحت تاريخى پيدا كند . در كتب حديث همين روش و متد صحيح معمول است . تنها اعتبار ناقل مثلًا كلينى ، صدوق ، شيخ طوسى يا مجلسى يا فيض كافى نيست ولو خود آنها اعتماد كنند . مثلًا « رَوى صدوق يا كلينى » كافى نيست . بايد مستند نقل كنند و سند آنها را هم ما خودمان بايد تحقيق كرده و معتبر بدانيم نه اينكه آنها معتبر بدانند . آنها نقلشان معتبر است نه اجتهادشان ( 1 ) شرط ديگر اين است كه از نظر مضمون معتبر باشد ، يعنى مطلب طورى باشد كه قرائن خارجى دلالت نكند بر كذب و دروغ بودن آن از قبيل ضد عقل ، ضد خبر متواتر بودن و حتى معارض معتبر داشتن . اكنون كه اينها را دانستيم لازم است دو مقدمه ذكر شود و آن اينكه در تاريخ ملتها و مذهبها بسيار مسائل شهرت پيدا مىكند و زبانزد مردم مىشود ولى وقتى كه يك نفر محقق با آن روبرو مىشود و تحقيق مىكند ، مىبيند دروغ است : * ( رب شهرة لا اصل له . ) * به عنوان مثال از نظر تاريخ ملى ما داستان رستم و اسفنديار است و بلكه غالب داستانهاى شاهنامه است و از نظر مذهبى ما مثالهاى زياد داريم . بهترين مثالش عبدا لله بن سبا است كه اخيراً به
هامش
( 1 ) و تازه وقتى كه مستند نبود باز به سه نحو نقل مىشود : گاهى به صورتى نقل مىشود كه لااقل از اعتماد خود گوينده حكايت مىكند هرچند اعتماد گوينده براى ما سند نيست ، مثل اينكه مثلًا صدوق مىگويد : قال رسول الله . گاهى به صورت « رُوِىَ » نقل مىكند . در اينجا شكل قضيه ضعيفتر است ، ابراز اعتمادى در آن ديده نمىشود . و گاهى به صورتى نقل مىشود كه نشان مىدهد عدم اعتماد خود گوينده را ، مثلًا مىگويد : و يقال يا : و قد يقال يا : و يروى و يا : و قد يروى كه مفهومش اين است چنين گفته مىشود ، يعنى چنين حرفى هم در زبان بعضىها وجود دارد .