تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
بيش از آن هم توان به دست آورد گر در آن كار پاى بفشارد ديگران را از آنچه داشت دهد گيرد از آنچه ديگرى دارد مرد بايد چو ابر برگيرد وانگه از بهر ديگرى بارد آن كه اوقات را ز دست دهد هيچ گه تن به كار نگمارد هرچه زحمتكشان به دست آرند رايگان مال خويش پندارد پوشد آن را كه ديگرى بافد خورد آن را كه ديگرى دارد

كار و آثار آن

چو مرد باشد پركار و بخت باشد يار ز خاك تيره نمايد به خلق زرّ عيار فلك به چشم بزرگى كند نگاه در آنك بهانه هيچ نيارد ز بهر خردى كار بزرگ باش و مشو تنگدل ز خردى كار كه سال تا سال آرد گلى زمانه ز خار بزرگ حصنى دان دولت و درش محكم به عون و كوشش بر درْش مرد يابد بار ز هركه آيد كارى در او پديد بود چنان كز آينه پيدا بود تو را ديدار شراب و خواب و كباب و رباب و بره و نان هزار كاخ ، فزون كرد با زمين هموار
در كتاب قرائت سالمندان و هم در دفتر 89 گفته‌ايم كه كار آثار