تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
برسانند و بنابراين سعادت و لذت فردى را در سعادت همگانى فدا مىكنند . تربيت بر مبناى اصالت فرد و يا بر مبناى اصالت اجتماع : اين نوع تمدن تنوع بخش فعلًا مورد تهديد تمدنى است كه به يكنواختى و ماشينيسم متمايل مىباشد كه در آن تمام امور زندگى بشر با تهيهء وسايل محدود و معين به قالبى متحدالشكل ريخته و علم ( كذا ) توانايى و معرفت را در رويهء ايده آل مخصوصى محدود نموده است . آيا قدس در بيكارى است ؟ :

كار و شغل و شرافت آن

در زبان دين هر كلمه اى نمايندهء يك رمزى است . بسيار چيزها كه در مورد ما به يك معنايى صادق است ، دربارهء خداوند به معناى ديگر صادق است . از آن جمله كلمهء محبت است . در مواردى داريم كه خداوند فلان چيز و يا فلان صنف را به اعتبار فلان صفت دوست مىدارد . مثل اين است كه مىخواهد بگويد آن چيز يا آن كس مورد علاقه و لطف خداوند است و هر چيزى كه به ذات احديت - كه مقدس مطلق است - پيوند خاص پيدا كند ، جنبهء قدس و طهارت و معنويت پيدا مىكند . مثلًا مىگويد : * ( ان الله يحب المؤمن المحترف . ) * اين جمله رمزِ اين است كه حرفه و كار يك نوع شرافت و معنويت و قدسى دارد ، يعنى آدمى بايد هر شغلى و هر كارى را از آن جهت كه كار است و شغل است مقدس و محترم بشمارد . همان طورى كه نماز و روزه و ركوع و سجود و حج و جهاد فقط به اعتبار اينكه عبادت است و قصد قربت در آنها معتبر است و جلب رضايت حق مىكند مقدس است ، حرفه و شغل هم به همين دليل ( يعنى اگرچه قصد قربت در آن به ملاحظاتى شرط نشده ولى چون مانند هر عمل نيك ديگر ، محبوب و مرضىّ خداوند است ) بايد به جنبهء قداست آن توجه داشت . ما به دليل روح درويشى و زاهدمنشى كه قدس را در بيكارى مىدانيم و كار را آلودگى ( نه عروج و تعالى و تقدس ) ، اينطور فكر مىكنيم كه آب كه از سر گذشت چه يك نى چه صد نى ما كه به خودِ