انسانى ، وسايل مادى و مقدورات مالى تنظيم گرديده است .
ضمن آن پيش بينى شده كه جمعيت ايران طى مدت بيست سال از 21600000 نفر به 32100000 نفر درخواهد گذشت . از سال 1331 تا 1338 تعداد كودكانى كه به آموزشگاهها سپرده شدهاند از 84865 نفر به 1335825 نفر بالغ شده است . البته اين افزايش در خور توجه است و استقبال روزافزون مردم را به كسب دانش و فرهنگ مىرساند .
تعداد كودكانى كه به حد نصاب مدرسه رفتن رسيدهاند با رعايت سن و مدت تحصيل معمولًا در كشورهاى آسيايى بيست درصد مجموع ساكنان هر كشور است ( 1 ) . بدين سبب در 1329 در ايران اين نسبت 5 / 3 درصد بوده و در 1339 به 3 / 7 درصد رسيده است . اكنون براى آنكه نتايج كار راضى كننده باشد ، برطبق اين طرح آهنگ ( كذا ) پيشرفت تعليمات ابتدايى در 1344 رقم 1 / 11 درصد و در 1349 رقم 9 / 14 درصد و 1354 رقم 7 / 18 درصد و در پايان مدت يعنى سال 1359 رقم 5 / 22 درصد را نشان خواهد داد . بنابراين تعداد شاگردان دبستانها در هر دورهء پنج ساله بدين ترتيب خواهد بود . . .
. . . براى اجراى طرح مدت بيست سال با اين ارقام سروكار خواهيم داشت . . . جمع اين مخارج بالغ بر 18 هزار ميليون تومان مىگردد . . . اگر بر اين ارقام مخارج تعليمات اكابر و تعليمات اساسى را بيفزاييم بار ديگر متوجه خواهيم شد كه
هامش
( 1 ) ظاهراً مقصودش اين است كه اطفالى كه در سنين مدارس ابتدايى هستند ، يعنى از شش ساله تا دوازده ساله بيست درصد مجموع مىباشند و اينكه مىگويد در مجموع ساكنان كشورهاى آسيايى ، از اين نظر است كه كشورهاى آسيايى با كشورهاى اروپايى از اين جهت فرق مىكنند كه در كشورهاى آسيايى با ازدياد مواليد مبارزه نمىشود و جمعيت رو به افزايش است بر خلاف كشورهاى اروپايى كه رعايت تعادل را در مجموع مىكنند و بر مواليد نظارت دارند و على الظاهر نسبت مواليد در آنجا نسبت كمترى است .