تعليمات اساسى و تعليمات اكابر حل كرد . در 1959 يك مجمع مهم فرهنگى مركب از نمايندگان كشورهاى آسيايى تحت نظر يونسكو در كراچى ( پاكستان ) تشكيل يافت . نتيجهء مذاكرات و مباحثات آن دربارهء توسعهء تعليمات ابتدايى در آن ممالك ، به تنظيم و پيشنهاد طرحهاى بيست ساله اى منجر شد .
تا آنجا كه اطلاع به دست آمده ، حكومت هند از هم اكنون تمام همّ خود را به تهيهء وسايل تحقق اين هدف بزرگ صرف كرده و مبلغ هنگفتى نيز از محل اعتبار اين طرح از يونسكو به دست آورده است .
معلوم مىشود يونسكو علاوه بر فعاليتها پول هم خرج مىكند و اگر در عمل خود توفيق يابد ، بعد از بيست سال ديگر ملتهاى آسيايى خود را زنده شدهء يونسكو خواهند دانست و يونسكو با عمل انسانى و قابل تقدير و تقديس خود محيى و زنده كنندهء تودهء مسلمان به شمار خواهد آمد . به حكم اينكه * ( من احيا ارضاً مواتاً فهو له ) * طبيعتاً ملت ما خود را از آنِ يونسكو خواهد دانست . در آن وقت مردم ما چه خواهند گفت ؟ آيا طبق منطق عمل نخواهند گفت كه قرنها مسلمان بوديم و در جهالت بسر برديم تا بالاخره مسيحيان آن سوى جهان دست دراز كردند و ما را از غرقاب جهالت نجات دادند ؟ آيا الان وقت آن نرسيده است كه پيشوايان دينى ما يك جهاد سخت را عليه جهالت و بى سوادى آغاز كنند و از قاعدهء « الانسان رهين الاحسان » براى خودشان و اسلام استفاده كنند و ابتكار احيا را در دست گيرند ؟ ! بعد مىنويسد :
طرح بيست سالهء تعليمات ابتدايى در ايران نيز از جانب يونسكو به مقامات فرهنگى ايران سپرده شده است . مدت اجراى اين طرح چهار دورهء پنج ساله يعنى از 1960 تا 1980 در نظر گرفته شده است . اين طرح براساس محاسبهء منابع
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٤٠