تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
انسان و عدم حصول منظور خلقت :
نشد اسباب نظم آخر مهيا عبادت مركنند از پير و برنا تمام صاحبان عقل و ادراك فرو ماندند اندر اين معما .
انسان و عدم حصول منظور خلقت :
تو موجودات را از بهر انسان نمودى خلق و انسان بهر عرفان تو را نشناخت كس مخفى نماند كه گشتى بعد از اين خلقت پشيمان تو مىخواهى شود عالم منظم به هر ترتيب باشد نيستت غم .
انسان و عدم حصول منظور خلقت :
زمن بشنو از اين منظور بگذر نمىگردى حريف ابن آدم جهان را سر به سر زير و زبر كن اگر ترديد دارى خير و شر كن نما خلق جديد ايجاد و ناچار ز ابناء بشر صرف نظر كن اگر من كافرم عبد تو هستم هم از صهباى آلاى تو مستم از اين چون و چرا اغماض فرما كه خود نطق و قلم دادى به دستم تو ننمودى مرا راه هدايت تو از من سلب فرمودى درايت فرستيم ار به دوزخ آخر كار كنم نزد تو از دستت شكايت ندارم من ز خود عقل و اراده تويى مسؤول ، گويم صاف و ساده تو گستاخ آفريدى بهمنى را ببخشاگر جسارت شد زياده