معتقديم ولى خودآگاهى انسانى به اين نيست كه هر موجودِ يك سر و دوگوش را خود بدانيم ، بلكه به اين است كه انسانيت را كه از خود اصول و منش و راه و روش خاص دارد از آن خود بدانيم . اينجاست كه پس از تفحص و تجسس روشن مىشود كه خود اسلامى عين خود انسانى است .
خودآگاهى اسلامى ما مستلزم اين است كه مواريث اسلامى كه از آن جمله است فرزندان و جوانان اسلامى را بشناسيم فرهنگ غنى ، سابقه تمدن و خدمات درخشان خود را بدانيم و آگاه باشيم قهراً بايد خودآگاهى تاريخى داشته باشيم و به قول اميرالشعراى مصر :
مثل القوم نسوا تاريخهم
كلقيط عىّ فى الحىّ اضطرابا
انسانيت مساوى است با انديشه و خواست ، با علم و اراده ، با آگاهى و انتخاب . به هر نسبت كه اين انديشه و اراده و انتخابش وسيعتر باشد دايره انسانيتش وسيعتر است . ولى شخصيت و كرامت ذات بستگى دارد به عرفان نفس كه * ( رحم الله امرأ عرف نفسه و لم يتعد طوره ) * يعنى خودش را و آنچه مربوط به خودش است اعم از خود فردى و انسانى بشناسد و درباره خود اختيار و انتخاب به خرج دهد و استقلال فكرى و ارادى داشته باشد .
ر . ك : ورقه هاى « آگاهى » .