اولم خنده ز بىدردى بود
آخرم گريه ز بىدرمانى
رجوع شود به دفتر طف ، نمره 84 .
خودآگاهى
رجوع شود به ورقه هاى « يادداشت روح ، خودواقعى و خود خيالى » صفحه 23 ، شماره 35 ، بحث نسبتاً خوبى آنجا شده است .
ايضاً مقاله 31 از مقالات سيرى در نهج البلاغه .
ايضاً ورقه هاى « يادداشت روح ، خود واقعى و خودخيالى » ، شماره 27 ، صفحه 20 ، انواع خودشناسى كه تحت عنوان خودآگاهى نيز قابل طرح است .
ايضاً بحث خودآگاهى پيامبرانه در كتاب مقدمه اى بر جهان بينى اسلامى .
خودآگاهى اسلامى - موضوع
انسان و بلكه حيوان موجودى خودآگاه است ، يعنى از وجود خود و اينكه هست آگاه است ، و اين آگاهى بر خلاف آنچه دكارت و ديگران پنداشتهاند يك نوع آگاهى است كه از نوع فكر نيست ، يعنى علم حضورى است نه علم حصولى .
خودآگاهى حضورى يعنى اينكه هستم و اينكه آگاهم به هستى خودم هر دو يك چيز است . بديهى است كه انسان علاوه بر خودآگاهى اصلى و واقعى كه عين شخصيت اوست ، يك خودآگاهى انديشه اى و فكرى هم دارد يعنى در انديشه خود نيز خود را مىيابد كه هست .
همانطور كه درجات خودآگاهى حضورى و ذاتى فرق مىكند و آن وابسته است به درجه وجود خود شخص ، وجود ضعيف