خودآگاهىاش ضعيف است و وجود قوى خودآگاهىاش قوى ، تا آنجا كه ذات مقدس حق خودآگاهىاش عين آگاهى همه اشياء است ، خودآگاهى فكرى و انديشه اى نيز درجات و مراتب دارد ، ولى با اين تفاوت كه ميزان و درجه خودآگاهى فكرى و انديشه اى صد درصد تابع ميزان و درجه هستى واقعى نيست ، يعنى ممكن است انسان از يك درجه و ذخيره وجودى بهره مند باشد ولى در مرحله ذهن به آن نرسيده باشد .
اين در خود آگاهى فلسفى ( حضورى و حصولى ) .
ولى نوعى خودآگاهى است كه خودآگاهى اجتماعى است و به همين دليل از نظر فلسفى ، ناميدن آن به خودآگاهى نوعى مجاز است از قبيل خودآگاهى طبقاتى ، خودآگاهى نژادى ، خودآگاهى ملى ، خودآگاهى زمانى و عصرى و حتى خودآگاهى خانوادگى و خودآگاهى قبيله اى . همانطور كه خود شخصى به اعتبارى گسترش مىيابد و در خود خانواده يا قبيله يا نژاد و غيره حل مىشود و به صورت « ما » درمىآيد و مجموع اين « ما » يك « من » و يك « خود » را تشكيل مىدهد ، وجدان انسان و آگاهى انسان نيز نسبت به اين خود و شناخت اين خود فرق مىكند بعضى از لحاظ خانواده يا قبيله يا نژاد يا ملت خودآگاهند و برخى ناخودآگاه ، برخى شخصيت نژادى يا ملى خود را مىشناسند و بعضى نه ، بعضى به سرمايه نژادى يا ملى يا مذهبى خود واقفند و بعضى نه ، و از اين نظر برخى خودآگاهند و برخى نه .
در اشعار قبيله اى عرب ، ما به خودآگاهىهاى قبيله اى و تذكرات در زمينه اين خودآگاهىها زياد برمىخوريم ، همچنان كه در تفاخرات نژادى و قومى نيز چنين است ، اما اينكه اين نوع خودآگاهىها ريشه خودپرستى دارد يا نه مطلب ديگرى است .
نوعى خودآگاهى است كه از اين خانواده نيست ، بلكه خودآگاهى انسانى و جهانى است . اصالة الانسانىها مىخواهند مردم را به خودآگاهى انسانى و جهانى دعوت كنند . ما هم به اين اصل
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٣