قلمداد كند .
به قول آن شاعر ، آواز تو خوب است ، سوادت هم اگر كم بود بوده است .
اين بايد تحقيق شود كه از چه تاريخى رثاء و هم وعظ و خطابه و تبليغ حرفه و كسب شد ، در صورتى كه در صدر اسلام اينطور نبود .
لؤلؤ و مرجان :
از لؤلؤ و مرجان ( 1 ) فهميده مىشود كه در اثر توصيه اى كه به احسان به اين طبقه شده شايد به اين صورت درآمده است . آيه قرآن مىفرمايد : * ( فلولا كان من القرون من قبلكم اولوا بقية ينهون عن الفساد فى الارض ) * و آيه ديگر مىفرمايد : * ( ولتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر ) * . هر دو آيه در اين جهت كه لزوم يك مؤسسه و جمعيت ارشادى را الزام مىكنند شريكند ، با اين تفاوت كه در آيه اول مىفرمايد « مايه دار » ( 2 ) باشد . « بقية » تقريباً همان معنى مايه را مىدهد .
8 . ظهرالاسلام ، جلد 1 ، صفحه 261 از احسن التقاسيم مَقدسى نقل مىكند كه در زمان سامانيان به خراسان سفر كرده ، مىگويد :
و رسومهم تخالف رسوم اقاليم العرب فى اكثر الاشياء ، فللمؤذنين سرير قدام المنبر يؤذنون عليه بتطريب و ألحان و يذكرون بلادفاتر ( اى يعظون من غير قرائة فى كتاب ) .
9 . رجوع شود به آيين سخنورى فروغى و آيين سخنورى دكتر شفق و كتاب الخطابة اصولها و تاريخها فى ازهر عصورها عندالعرب تأليف محمد ابوزهره و كتاب فن سخنورى گرگياس به قلم افلاطون ، ترجمه دكتر كاويانى و دكتر لطفى و مقدمه شرح ابن ميثم و فن خطابه جوهر النضيد و اساس الاقتباس .
هامش
( 1 ) رجوع شود به صفحه 343 ، همين ورقه ها .
( 2 ) رجوع شود به صفحه 328 كه خطيب در عصر حاضر سخنگوى اسلام است و شرط اصلى سخنگوى رسمى چيست .