نوشتن چند منبر خطيب نمىشود ( رجوع شود به نمره 7 ) .
مبارزه با نقاط ضعف ، نه بهره بردارى از نقاط ضعف :
شرط ديگر اين است كه هميشه با نقاط ضعف جامعه مبارزه كند نه آنكه از آن نقاط ضعف بهره بردارى نمايد .
4 . رجوع شود به الشيعة والحاكمون ، صفحه 120 راجع به كُميت و صفحه 167 دِعبل و ابن الرومى و ابوفراس حمدانى ، ايضاً به الغدير ، جلد 2 ، صفحه 195 راجع به كميت ، ايضاً الغدير راجع به دعبل و ابن الرومى و ابوفراس ، ايضاً صفحات اول كتاب در اطراف شيعه و حكام جور و اينكه عقيده فقهايى از قبيل مالك و شافعى و احمد و حسن بصرى و مرحبة ( نه ابوحنيفه ) بر عدم جواز قيام عليه حكام جور بوده است ( صفحه 22 ) .
راجع به دعبل رجوع شود به ريحانة الادب و روضات الجنات .
5 . در صفحه 223 اخلاق محتشمى :
حقيق على من ازهر بقول ان يثمر بفعل لاعار اقبح من الكذب .
ايضاً نقل از نهج البلاغه : * ( رُبّ قول انفذ من صول . ) * 6 . رجوع شود به ورقه « امر به معروف و اينكه هر سخنى ولو راست باشد نبايد گفته شود » راجع به اينكه خطيب بايد توجه داشته باشد به هضم شدن و جذب شدن سخن .
اينكه مىگويند :
اين سخن شير است در پستان جان
بى كشنده خوش نمىگردد روان
و هميشه از مستمع شكايت كردهاند ، بايد گفت صاحب شير هم بايد توجه داشته باشد به مزاج ضعيف خورنده .
حرفه و كسب شدن منبر از چه تاريخى است ؟ :
7 . عيب بزرگ خطابه و منبر در عصر ما اين است كه حرفه و كسب است ، مثل اين است كه قضاء و افتاء حرفه و كسب باشد حرفهء آزادى هم هست ، حتى پروانه شهردارى هم نمىخواهد ، دو سه لاعمامه و يك صداى خوب كافى است كه آدمى را جزء اهل بخيه