و زمينى كه كنده شد و شفته اى كه انباشته و خشتى كه ماليده شد ، قوم بابلى كرد . . . الوار كاج از لبنان بر دوش قوم آشور تا بابل آورده شد و از آنجا بر دوش كاريها ( قومى در جنوب آسياى صغير ) و يونانىها تا شوش . . . و چوب يكار از گندار و كرمان آورده شد ، و طلا از سارد و بلخ ، و لاجورد و عقيق و شنگرف از سغد ، و فيروزه از خوارزم ، و نقره و آبنوس از مصر ، و عاج از حبشه و رخج ، و ستونهاى سنگى از خوزستان ، و زيورهايى كه مىبايست ديوارها را بيارايد از يونان . . . و سنگتراشان اين بنا يونانى و ساردى بودند ، و زرگرها مادى و مصرى ، و نجارها ساردى و مصرى ، و آجرپزها بابلى ، و تزيين كنندگان ديوار مادى و مصرى . . .
از امثال اينها پيداست كه در تمدن ايرانى آنچه بوده زور بوده است ، علم و هنر و صنعت به زور و تحميل بر اقوام ديگر در خدمت ايرانيان قرار مىگرفته است .
خدمات متقابل اسلام وايران - دانشمندان ايرانى عرب نژاد
رجوع شود به شرح حال جلال الدين دوانى كه از اولاد محمدبن ابى بكر است .
رجوع شود به شرح حال قطب بن محيى عارف معروف كه در شرح حالش او را خزرجى سعدى انصارى عنوان كردهاند . گويند از اولاد سعدبن عباده ( يا سيدبن عباده ) بوده است .
رجوع شود به شرح حال خواجه عبدا لله انصارى .
رجوع شود به شرح حال ميرصدرالدين دشتكى كه سيد بوده و دوانى در شرح حديد گفته است : والعجب من ولد على كيف يدعى ان
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٢٢