صفحه 63 : در صورت عدم تعيين جانشين بايد ميل و قصد و نيت او را درنظر گرفت .
صفحه 64 : دادن جانشينى به سلطان كشور ديگر نامشروع نيست .
صفحه 66 : دولت اكتسابى و دولت تأسيسى صفحه 68 : ولايت پدر بر كودك قراردادى است نه طبيعى .
صفحه 71 : پيروزى ولايت نمىآورد ، رضايت ولايت مىآورد .
صفحه 72 : فرق خانواده و دولت صفحه 74 : آزادى چيست ؟
در صفحه 78 مدعى است كه آزادى فرد با قدرت نامحدود حكمران سازگار است . مىگويد :
اما نبايد پنداشت كه وجود اين آزادى ، قدرت حكمران را بر جان و مال كسان از بين مىبرد يا از آن مىكاهد ، زيرا نشان دادهايم كه هيچ كار حكمران با مردم نمىتواند ستمگرى خوانده شود ، زيرا چون حكمران تجسم دهنده شخص مردم است ( 1 ) كارى كه او بكند مثل آن است كه خود مردم كردهاند .
اين است كه حقى نيست كه سلطان نداشته باشد و حدى كه بر قدرت او هست از اين لحاظ است كه بنده خداوند است و بايد قوانين طبيعت را محترم شمارد . ممكن است و اغلب پيش مىآيد كه سلطان فردى را تباه كند اما نمىتوان گفت به دو ستم كرده است ( 2 ) ، مثل وقتى كه يفتاح موجب شد دخترش قربانى شود ( يفتاح از قضات بنى اسرائيل در آغاز جنگى نذر كرده بود اگر خداوند او را پيروزى دهد ، در بازگشت هركس را كه نخست به دو برخورد به قربانى خداوند بسوزاند . در بازگشت نخستين كسى كه به او برخورد دخترش بود . يفتاح دختر خود
هامش
( 1 ) نه از آن جهت كه سلطنت موهبت الهى است .
( 2 ) نوعى عصمت ، ولى به اين معنى كه او هرچه مرتكب شود گناه نيست .