بجا مانده است ( 1 ) در صفحه 11 مبناى روانشناسى هابز را كه براساس خودخواهى آدميان است ، ذكر مىكند .
در صفحه 12 وضع طبيعى آدميان را ذكر مىكند كه بر تاريخ طبيعى است و در آن وضع ، خوب و بد و عدل و ظلم وجود ندارد .
در صفحه 13 ميان حقوق طبيعى و قانون طبيعت فرق مىگذارد و به ذكر دو قانون از قوانين طبيعت مىپردازد .
در صفحه 14 مىگويد :
افراد مىتوانند از حقوق طبيعى خود صرف نظر كنند و آن به دو صورت ممكن است : اول اينكه حقوق خود را ساقط كنند و دوم اينكه آن را به ديگرى منتقل نمايند . وقتى . . .
در صفحه 15 راجع به لزوم دولت مىگويد :
فقط ضمانت شمشير :
اما معلوم نيست پيمان افراد با يكديگر راسخ و پابرجا بماند و از يك طرف يا دو طرف شكسته نشود . هابز مىگويد : « پيمانها بدون ضمانت شمشير كلماتى بيش نيستند و نمىتوانند بقاى خود را تأمين كنند . » ( 2 ) بدين علت است كه . . .
صفحه 17 : آن شخص ساختگى . . .
صفحه 17 سطر آخر :
اراده حكمران قانون است ولى تكليف او آن است كه قوانينى بياورد كه حقوق طبيعى افراد اجتماع را حفاظت كند و منافع
هامش
( 1 ) ر . ك : تاريخ آلبرماله
( 2 ) اشكال اين است كه ضامن خود شمشير آنجا كه پيمانها را مىشكند چيست ؟