ايضاً در ورقه هاى جداگانه احاديثى راجع به اينكه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : در سفر اگر سه نفر شديد يكى را امير قرار دهيد ، ذكر كرديم .
3 . در ورقه هاى « علل گرايش به مادّيگرى » اشاره كرديم كه يكى از علل شكست مذهب و پيدايش افكار و عقايد ضد خدا در اروپا نارسايى مفاهيم دينى از نظر حقوق سياسى بود نوعى ارتباط تصنعى ميان اعتقاد به خدا و سلب حقوق سياسى از مردم و تثبيت حكومتهاى استبدادى از يك طرف ، و ميان بىخدايى و داراى حقوق سياسى شدن و حكومت دموكراسى داشتن از طرف ديگر برقرار شده بود .
به طور كلى - همانطور كه در سخنرانى « خورشيد دين هرگز غروب نمىكند » گفتهايم و در حقيقت اين بحث را نوعى بحث جامعه شناسى مذهبى [ مىتوان ] تلقى كرد - [ مطلب ] اين است كه براى پيشرفت و توسعه دين و يا توقف و عقبگرد آن ، شرايط خاصى ضرورت پيدا مىكند . گاهى يك نياز بخصوص در جامعه پيدا مىشود يعنى احساس مىشود و دين يا مسلك ديگر چيزى را عرضه مىدارد كه موافق با آن نياز است ، لهذا با سرعت آن دين پيش مىرود . و گاهى برعكس ، نوعى نياز شديد و منطقى و معقول در جامعه پيدا مىشود و دين يا اولياى دين به ضديت با آن نياز برمىخيزند و نوعى جنگ ميان نياز دينى و آن نيازى كه جامعه به خوبى آن را احساس مىكند برپا مىكنند . بديهى است در چنين صورتى حداقل گروهى از مردم جانب آن نياز را مىگيرند . و اساساً يك دين صحيح نمىتواند چنين باشد و نبايد چنين عرضه بشود .
در قرون جديد مخصوصاً از قرن هفدهم ميلادى مسأله حقوق سياسى و اينكه افراد جامعه حق دارند و بايد در سرنوشت اجتماع خود مؤثر باشند ، به صورت يك نياز عمومى و قطعى مطرح شد .
مردمى از ستمها و استبدادها به ستوه آمده ، مانند فردى [ بودند ] كه در فضايى خفقانآور زندگى مىكند و مىخواهد وارد فضايى بشود كه امكان اندك تنفسى به او مىدهد . استبدادها و اختناقها در اروپا به
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 287
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٨٧