نظريه حقوق بعد الاجتماع :
مفهوم فرديت در حقوق مانند مفهوم فلسفى حقوق درون ذاتى امرى مصنوعى و وهمى است . حقوق درون ذاتى يك مفهوم فلسفى و وابسته به نظريه فرديت است . تصور انسان طبيعى منفرد و مستقل كه به صفت انسانيت داراى حقوق و مقدم به اجتماعات باشد بيرون از واقعيت است . انسان منفرد و مستقل بيرون از اجتماعات هيچ وقت وجود نداشته . تصور هر نوع حقوق ، رابطه ميان دو ذى حق را لازم دارد . . . مفهوم حقوق فقط در رابطه انسان با انسان يا انسان با انسانها متصور است .
اين خود يك مطلبى است كه آيا حق و مالكيت از عوارض انسان بماهو انسان است يا از عوارض انسان بماهو مدنى ؟ همچنين در مفهوم عدل و احسان و حسن و قبح هم عين همين سؤال هست كه آيا اين مفاهيم از اعتباريات بعدالاجتماع است يا از اعتباريات قبل الاجتماع ( به اصطلاح مقاله 6 آقاى طباطبايى ( 1 ) ) ؟
صفحه 75 :
همه جا جماعتهاى متشكل به وجود آمدهاند و در آنان هر فرد حقوق خود را از قدرت قضائيه و توانايى هيئت اجتماعيه اى كه خود جزء آن بوده دريافت مىداشته است . اين امر غير از آن است كه روسو تصور نموده و چنين پنداشته كه افراد انسانى حقوق فردى خودشان را در ميان نهادهاند ( قرارداد اجتماعى ) تا از آن هيئت اجتماعيه و يا حقوق جديد اجتماعى پديد آورند .
پس لازم اعتبارى قبل الاجتماع بودن حقوق ، صحت يا امكان صحت نظريه روسو است ، اما بنا بر نظريه اعتبارى بعدالاجتماع بودن حقوق ، نظريه روسو حتماً باطل است .
هامش
( 1 ) [ از كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم ]