ريشه حقوق - آيا اراده ملاك حقوق است ؟
در ورقه هاى « حقوق » از كتاب مبانى حقوق موسى جوان نقل كرديم كه :
حقوق يكى از صفات اراده يا عبارت از اراده به حالت رابطه اجتماعى مىباشد . انسان موجودى است متصف به داشتن اراده و اختيار و از اين جهت مىتواند در اجتماعى زندگى كند كه اين اختيار را فعليت دهد ، يعنى از نظر اجتماعى وسائل تحقق و تأمين آن فراهم شود و از اين وسائل براى او حقوقى پديد آيد تا به موجب آنها بتواند شخصيت خود را آزادانه ترقى دهد و اراده خود را در حدودى كه قانون تجويز مىنمايد به موقع عمل گذارد . در اين حالت حقوق او مانند اين خواهد بود كه اراده انسانى در بيرون از ذات او به حالت كشمكش با اراده هاى ديگران به فعل آيد . . . هركس فاقد اراده باشد ، مانند طفل و ديوانه ، اهليت حقوقى ندارد ، همچنين شركتها وعناوين .
اراده نيرومندتر مثل اراده هيئت حاكمه بايد حقوق افزونتر و وسيعتر داشته باشد .
تاريخچه حقوق طبيعى
رجوع شود به ورقه هاى « حقوق » نقل از كتاب تحولات حقوق فطرى .
حقوق
1 . اولًا بايد ديد اسلام به حقوق فطرى ( 1 ) و تكوينى قائل است يا
هامش
( 1 ) حقوق فطرى - چنان كه گفته خواهد شد - به حسب اصطلاح متجددين اعم است از حقوق متعلق به ثروت و غيره ، و آنچه در اين بند بحث شده اختصاصاً مربوط به منابع ثروت است . حقوق اعم است از حقوق سياسى و حقوق قضايى و حقوق اقتصادى .