تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤

حركت و سكون در اجتماع

عطف به دفتر 41 شماره 106 و 115 و دفتر 87 صفحه 21 و 22 . معمولًا در اجتماع ما هرگاه حركتى و جنبشى در قسمتى از زندگى مىخواهد پيدا شود و تحولى در شؤون سياسى و دينى و روحانى مىخواهد پيدا شود ، آنهايى كه به اصطلاح مىخواهند خودشان را زيرك و باهوش نشان دهند مىپرسند : چه انگشتى در كار است ؟ و يا به طور قطع اظهارنظر مىكنند كه انگشتى در كار است هر تحولى و جنبشى را مىخواهند غيرعادى و غيرطبيعى و غيرناشى از روح و عقيده و ايمان و فكر خود مردم و بالاخص [ غير ] ناشى از عقيده دينى مردم بدانند ، مثل اينكه اينطور فكر مىكنند : طبيعت روح و عقل و عقيده و ايمان و دين اقتضاى سكوت و سكون مىكند ، پس حركت قسرى و عرَضى و به علت محرك خارجى است . اينها هرگز نمىتوانند فكر كنند كه عقل خود مردم و حيات خود مردم و بالاخص هرگز نمىتوانند فكر كنند كه خود قرآن و دين مستقلًا و