پرحجم ، بعضى مثل كتاب اسرار الشهاده دربندى .
قصه ها از آمدن حضرت زهرا در شب يازدهم و آمدن حضرت رسول و از طفل امام حسين به نام رقيه كه در شام مرده و بعد برايش ضريح ساختهاند اخيراً به هم بافتهاند و حتى جملهء معروف « اسقونى شربة من الماء فقد تفتّت كبدى من الظماء » هنوز در يك مقتل صحيح ديده نشده است .
و اما تحريف معنوى اين حادثه كه بالاتر است : هدف اين حادثه و هدف دستور عزادارى امام حسين به كلى از بين رفته . براى مرثيه خوانها حالت حرفه و كسب پيدا كرده و براى بعضى مردم جنبهء سرگرمى و تئاتر و تفريح و براى بعضى ديگر صرفاً جنبهء كارگشايى دارد ، [ براى ] بعضى هم حالت يك عادت و رقابت بر سر آن دارد ، براى بعضى وسيلهء استفاده هاى اجتماعى و سياسى است .
هم فلسفه و روح قيام سيدالشهدا تحريف شده و به جاى اينكه مقصد و روح نهضت آن حضرت را از كلمات خودش به دست آورند آن را كفارهء گناهان امت فرض كردهاند نظير آنچه مسيحيان دربارهء مسيح گفتهاند ، و هم فلسفهء عزادارى كه زنده نگه داشتن مكتب حسينى است دچار تحريف شده است و اساساً براى حسين ، اين مردم مكتب و مقصدى نمىشناسند .
6 . تحريف مطلقاً زشت است و خيانت است . چيزى كه هست گاهى خيانت به فرد است مثل تحريف در يك شعر و گاهى خيانت به اجتماع است مثل تحريف در تاريخ يك قوم ، گاهى تحريف در امور عادى است و گاهى در اسناد است . سند نيز گاهى از قبيل اسناد معاملات ( 1 ) و ازدواجها و گاهى از قبيل قرارداد و عهدنامه هاى مهم است . از همه خطرناكتر تحريف در اسناد اخلاقى و معنوى است ، يعنى تحريف در گفتارها يا كردارهايى است كه براى ميليونها نفر سند
هامش
( 1 ) از نظر قوانين مدنى تحريف در اسناد رسمى ، جنايى شمرده مىشود نه جنحه ، و مجازات شديد دارد .