تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
الكلم عن مواضعه ) * و ظاهراً شامل هر دو قسم تحريف است و بايد به همهء آن آيات يا تفسير آنها مراجعه شود . 5 . « كلمه » كه قابل تحريف است و در قرآن تحريف آن نكوهش شده اعم است از كلمهء اصطلاحى ، جمله و سطرها و يك مطلب كامل جامع ، همان طورى كه اعم است از عبارت و شخص و حادثه . گاهى مقصد و معنى يك شخص يعنى روحيه و افكار او تحريف مىشود ، يعنى يك شخصيت بر خلاف آنچه هست معرفى مىشود ، و اين يك نوع تحريف معنوى است ، كما اينكه تحريف در نفس خود كه در قرآن « تدسيس » خوانده شده از نوع تحريف [ معنوى ] است . به هر حال تحريف گاهى در عبارت است و گاهى در شخص و گاهى در حادثه . تحريف در حادثه اين است كه يا در كيفيت آن كم يا زياد شود و يا در تفسير و توجيه آن كم و زياد شود . اول ، شبيه تحريف لفظ و قالب و ظاهر است و دوم از قبيل تحريف روح و معنى و باطن است . و تحريف باطن بيشتر شبيه به مسخ است كه دگرگونى و تغيير ماهيت مىآورد و قلب مىكند حقيقت را از بعضى تحريفات [ معنوى ] . حادثهء عاشوراى امام حسين از حوادثى است كه تحريف در آن زياد راه يافته ، هم از لحاظ لفظ و صورت و هم از لحاظ معنى . از لحاظ لفظ و ظاهر به جهت اينكه اينقدر حشو و زوايد و بندوبيل به آن بسته‌اند كه در هيچ جا ديده نمىشود ، از عروسى قاسم و وجود ليلى و دعاى او در كربلا و قصهء فاطمهء صغرى و مرغ پيام رسان ( 1 ) گرفته تا داستان زعفر جنّى و امثال اينها و قضيه را به كلى به صورت خرافه و افسانه و موهوم درآورده ، در صورتى كه يك حادثهء تاريخى است و همهء متون معتبر تاريخى آن را ضبط كرده‌اند و اينهمه بندوبيل ندارد . خود دروغهاى روضه ها اگر جمع شود كتابى مىشود بس بزرگ و
هامش
( 1 ) و مرغهاى واى حسين كشته شد و شفاى دختر يهودى . رجوع شود به ورقه هاى « تحريفات در حادثهء تاريخى عاشورا » كه مفصل بحث شده است .