انديشه هاى عملى يعنى يك نوع تأثيرى از ناحيهء انديشه هاى نظرى در انديشه هاى عملى قائلند . اين نوع تأثير عيناً منطبق است به آنچه امروز گفته مىشود كه جهان بينى هر مرام و مسلك عبارت است از مبنا و تكيه گاه فلسفى و فكرى آن مرام و مسلك در مسائل مربوط به جهان ، انسان ، اجتماع .
5 . اولًا لازم است به عنوان مثال يك هدف را با تكيه گاه فلسفى او ذكر كرد ، مثلًا هدف ماركسيسم كه به ادعاى خودش نجات تودهء محروم است با تكيه گاه فكرى او كه عوامل توليد را عامل اصلى تحريك تاريخ مىداند .
مثال :
و همچنين مثالهايى دربارهء مسلك و مرام و ارتباطش با جهان بينى بايد ذكر كرد . مثلًا فرض كنيم كه يك انسان مصادف مىشود در جريان مرام و مسلكش با برخورد به موانع عاطفى از قبيل پدر و مادر و زن و فرزند و عدم رضايت آنها ، بايد جهان بينى اشكال را حل كند .
مقوّمات جهان بينى كه به شكل جهان و روح جهان و قيافهء جهان مربوط است نه به اندام جهان :
6 . در ورقه هاى « جهان از ديدهء على » گفتيم در جهان بينى بحث كمّى مطرح نيست كه كى جهان را بيشتر مىداند و كى كمتر ، بلكه [ بحث ] در كيفيت و شكل و نظام حاكم بر جهان است . ممكن است يك عالمتر از جاهلتر جهان بينى ضعيف ترى داشته باشد . بنابراين اطلاعات زياد مثلًا در فيزيك ، رياضى ، زبان و غيره تأثيرى در جهان بينى ندارد . اما اينكه آيا نظام نظام تكامل است ؟ آيا كامل و بى نقص است ؟ آيا زنده و بيدار است ؟ آيا عادل است ؟ آيا سه بعدى است يا چهاربعدى ؟ آيا انسان به حسب نهاد خيّر و عدالتخواه است يا عدالت را عقل به حكم مصلحت بايد بر او تحميل كند و يا ماشين به حكم جبر اقتصاد بايد تحميل كند و آيا بشر وجدان فطرى اخلاقى مادى دارد ؟ پس آيا تربيت را بايد بر اين اساس قرار داد يا نه ؟ يا آزادى و دموكراسى را به عنوان بهترين وسيله براى ارضاى تمايلات خودمان بايد بخواهيم يا به عنوان يك هدف مقدس و شايستهء فداكارى ؟ آيا خون انسان چقدر احترام دارد ؟ آيا انسان از لحاظ ناموس اجتماعى يعنى عفاف و از لحاظ ناموس سياسى يعنى تفويض
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 395
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٩٥