تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
هم هست يا نه ؟ . فرق كلمهء مرام و كلمهء مسلك : كلمهء « مرام » مرادف است با كلمهء « مقصد » كه به معنى محل قصد است يعنى محلى كه قصد و هدف به آن تعلق گرفته است . پس اين كلمه بيشتر مبين مفهوم هدف است ، بر خلاف كلمهء مسلك كه محل سلوك و طى كردن است و بيشتر مبين مفهوم راهى است كه انسان براى وصول به مقصد و هدف خود انتخاب مىكند . جهان بينى براى هر مرام و هر مسلك : پس اينكه مىگوييم : جهان بينى هر مرام و مسلكى عبارت است از تكيه گاه فكرى و فلسفى يك مرام و يك مسلك ، درحقيقت مىخواهيم بگوييم صاحب هر مرام و هر مسلك خواه ناخواه بايد يك طرز تفكر كلى و عمومى از جهان و خلقت و معنى زندگى و انسان و اجتماع داشته باشد كه با مرام و مسلكش مباين نباشد و بلكه مؤيد و توجيه كنندهء مرام و مسلكش باشد ، يعنى بتواند هدفش را و راهى را كه به سوى هدفش مىرود توجيه كند . علت ضرورت مرام و مسلك و ايدئولوژى : اما هدف و مسلك داشتن عبارت است از اينكه نظر به اينكه بشر بر خلاف حيوانات كه كارها را به صورت غريزى انجام مىدهند كارها را به صورت فكرى و ارادى و از روى انديشه و محاسبه و انتخاب انجام مىدهد ، بايد داراى يك سازمان منظم فكرى هماهنگ باشد كه با جميع شؤون زندگىاش منطبق باشد و همهء شؤون زندگىاش را با آن تطبيق دهد و همهء تصميماتش از آنجا سرچشمه بگيرد ، عيناً مانند يك فرد مقلَّد و متعبد . مرام و مسلك و فكر سازماندار : فكر سازماندار لااقل اين حسن را دارد كه همهء مسائل را يك جور حل مىكند ( 1 ) و در همهء مسائل و مطالب و حوادث يك نوع تصميم مىگيرد . فكر سازماندار در همهء مسائل مهم زندگى طرح روشن عملى دارد ، هدف و مكتب و روش و تاكتيك دارد ، برنامه دارد ، راه حل دارد ( اعم از صحيح و غلط ) ، توجيه و تفسير دارد ولو
هامش
( 1 ) و به اصطلاح تك شخصيتى است ، داراى يك دستگاه فكرى منظم است و از هرگونه تضاد در عقيده و عمل مبراست .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 393 | مرتضى مطهرى